بسم الله الرحمن الرحیم. خیلی متشکرم بابت حضورتان.
فاطمه کاشفی دانا هستم. پانزده سال دارم و در حال حاضر دانش آموز رشته ریاضی فیزیک هستم. نقاش، تصویرگر و از نظر خودم ابداعکننده سبک جدیدی از نقاشی و در این یک سال اخیر در زمینه ایدهپردازی و اختراع در زمینهی نجوم با موضوع زندگی همیشگی انسان روی سطح مریخ فعالیت میکنم. در عرصههای دیگری از هنر هم مثل طراحی لباس، طراحی کاراکتر و دیگر رشتهها فعالیت میکنم. به عنوان فردی حاضر شدم که دوست دارم در هر عرصه و زمینهای که فعالیت میکنم خلاقیت و نوآوری کارم غالب باشد و این یکی از دلایلی هست که نقاشی را انتخاب کردم. من حائز ۶۰ رتبه در مسابقات فرهنگی هنری، پرسش مهر، هیئت موکبها، رضوی و دیگر مسابقات در مقامهای کشوری استانی و منطقهای هستم.
اصلاً دلیل اینکه من هنر نقاشی را انتخاب کردم چه بود؟ نقاشی و تصویرسازی یکی از زیرشاخههای گسترده هنر هست اما نقاشی یکی از بهترین ابزاریست که میتواند دنیای اطرافمان را به یک مدلسازی ساده و آرمانی تبدیل کند. یک موضوعی که الان دارم رویش کار میکنم و سعی دارم در آینده با دید خیلی بازتری به آن نگاه کنم این هست که ما علومی مثل ریاضیات، مثلثات، زیست و دیگر علوم رو بیاییم در قالب تصویرسازی و نقاشی ارائه بدهیم. طبق تجربیات خودم این میتواند یکی از بهترین راهها برای آموزش به بچهها در رده و گروههای سنی پایینتر باشد. یکی از ویژگیهای سبک کاری من این هست که در یک قاب بیش از ۴ یا ۵ تصویر برای بیان موضوع داریم و رنگهای شادی که در کنار هم قرار میگیرند یک رقص رنگ را ایجاد میکنند که برای بچههای رده سنی پایینتر خیلی جالب و جذابتر هست. نقاشیها در واقع ممکن است هویت ما باشند. مفاهیمی که از گذشته و تاریخ به ما رسیده با استفاده از نقاشی بوده، به معنای دیگر نقاشی شناسنامهای از گذشته ماست. چندی پیش روی مقالهای کار میکردم و دیدم روی یکی از این نقاشیهای دیواری معبدهای مصر چیزی همانند لامپ هست گویا در گذشته کسانی که در آن تمدن و دوران زندگی میکردند که از علم الکتریسیته باخبر بودند. شاید هر هنرمند، الان در این دوره با کار کردن یک تصویر، با کار کردن یک نقاشی، بتواند رسانندهی یک پیامی به آیندگان باشد.
من به عنوان یک نوجوان ایرانی که الان توی کشورم زندگی میکنم؛ یکی از دغدغهها را این میبینم که متاسفانه یک سری از فرهنگسازیهایی که امروزه توی فضای مجازی انجام میشود و دچار تحریفاتی میشود میتواند با استفاده از یک هنرمند انجام بشود و آن هنرمند با قابی که ایجاد میکند یک فرهنگسازی را انجام بدهد که من توی یکی از کارهایم دلیل این کار و اینکه اصلا چه طوری این کار انجام میشود را خواهم گفت.
حال به این سوال باید پاسخ گفت که خب من اگر بخواهم یک تابلویی را شروع کنم از کجا شروع میکنم؟ اصلا ایدههای تابلوها از کجا میآید؟ چطوری شروع میکنم تابلو را کار کردن؟ من دو دسته تابلو کار میکنم. یک دسته تابلو متعلق به مسابقات هست. مسابقاتی که برگزار میشود یک موضوع و یک عنوانی داده میشود و من با آن موضوع و عنوان شروع به کار میکنم. یک دسته از کارهای دیگرم این هست که از جایی که به تخیلاتم خیلی بها میدهم و معتقدم که این تخیلات ممکن هست یک روزی در آینده به حقیقت بپیوندند شروع میکنم تخیلات خودم و ایدههایم را مثل یک رباتی که به آن برنامه داده میشود کنترل میکنم. ابتدا به یک موضوعی فکر میکنم و هر ایدهای که در رابطه با آن موضوع به ذهنم میرسد را به یک اتود خیلی کوچکی روی کاغذ میزنم و مینویسم و یک ورقه برمیدارم و شروع میکنم یک سری از تصاویر را کنار هم گذاشتن و شروع میکنم به خلق آن تابلو. وقتی که کار را شروع میکنم ممکن هست تصاویر را تغییر بدهم یعنی بسته به آن موقعی که تا الان پیش رفتم تصاویر را تغییر میدهم. آناتومیها را تغییر میدهم. رنگها را تغییر میدهم و …
موضوع دیگر اینکه در ابتدا گفتم من ابداع کننده سبک جدیدی از نقاشی هستم. چه سبکی؟ چرا و دلیل این چیست؟ من حالا تابلوهای مختلفی را میبینم مثل تابلوهای شاهنامه، قهوهخوانی و خیالنگاری. توی این تابلوها از جایی که به این سبک خیلی علاقه دارم به خاطر جزئیات و رنگهای گرمی که در آنها استفاده میشود وقتی که این کارها را نگاه میکنم یک جمعبندی کلی از این تابلوها را برمیدارم و شروع میکنم یک تابلو را خلق کردن؛ یعنی وقتی که به کارهایم مثلاً مجموعهی عاشورایم نگاه میکنم ترکیبی از سبکهای مختلف هست که باعث شده یک سبک جدیدی اختراع شود. این سبک را اینطور میتوان گفت که طبقه اجتماعی خاصی را برای دیده شدن نمیطلبد. این یکی از مهمترین دغدغههای یک هنرمند است وقتی که میخواهد یک نمایشگاهی را برگزار کند که مخاطب کار من، مخاطب نقاشیهای من چه کسی میتواند باشد؟! با توجه به تجربیاتی که خودم دارم کار من هیچ طبقه اجتماعی خاصی، هیچ رده گروه سنی خاصی را برای دیده شدن نمیطلبد. یعنی برای همه افراد جامعهمان مناسب هست.
توی یکی از جشنوارههایی که اجرای زنده داشتم یک دخترخانم ۵یا ۶ ساله بودند کار رمز و راز من تحت عنوان اهرام ثلاثه را دیدند و شروع به صحبت کردن راجب آنها کردند. راجب جزئیات کار صحبت میکرد که آره اینجا به این شکل اتفاق افتاده من میدانم اینجا رود نیل هست. این مجسمه ابوالهول هست. یعنی قشنگ داشت توضیح میداد. این برای آن بچه یا همان کودک جذاب بود. به خاطر رنگهایش و توی خیلی از این اجراهای زندهای هم که داشتم به خاطر رنگها بودش که بچهها خیلی جذب کار میشدند. دیگر اینکه من این تصاویر را وقتی میخواهم شروع کنم سعی میکنم تابلویم روایتگر موضوعی باشد یعنی حداقل از ۴ یا ۵ تصویر شروع میکنم که یک روایتی را نمایش بدهد و این کار را میکنم که نگذارم که بین تصاویر مرزی ایجاد بشود. با استفاده از الگوها و رنگها کارها را طوری ترتیب میدهم که مثل یک پازل توی همدیگر بروند و یک روایتی را در واقع نمایش بدهند.
اولین کاری که من شروع کردم و اصلاً اولین برخورد من به دنیای هنر و وارد شدن در این عرصه با یک مسابقه بود. تقریباً کلاس چهارم بودم که یک مسابقهای درون منطقهمان به عنوان روز عاشورا برگزار شد. من به پیشنهاد یکی از معلمهایم شروع کردم یک کار ابتدایی را کار کردن. این کارم رتبه یک منطقه را کسب کرد اما مهمترین چیزی که توی این تابلو برای من ارزشمند هست جملهای است که پایین آن صفحه توسط آقای مصطفی پالیزار، رئیس آموزش پرورش منطقهمان نوشته شده است. جمله زیر کار این بود که تو در آینده یک نقاش بزرگی خواهی شد. این جمله مثل یک جرقهای بود به روی هیزمی که باعث شد آن استعدادی که درون من هست شعلهور بشود و شروع کنم خیلی با دید بازتری به دنیای هنر نگاه کنم.
از آن سال به بعد من هر سال از سال ۹۷ به بعد، من هر سال یک کار عاشورا را کار کردم که در کنار همدیگر الان ۴ تا کار شده که یک مجموعه را تشکیل میدهند. کار بعدی که سال ۹۸ کار کردم این کار هست که روز عاشورا را با تکنیک مداد رنگی کار کردم. در قسمتی امام حسین را کار کردم. در بخش دیگری از کار نماز جماعتی است که در غروب خواندند. بخش دیگر سپاه یزید و حرمله را کار کردم؛ یعنی سعی کردم از تمام تصاویر و تمام وقایعی که توی روز عاشورا اتفاق افتاده الهام بگیرم و صرفاً فقط یک قسمتی نباشد و در واقع روایتگر یک موضوعی باشد.
کار بعدی را سال ۹۹ کار کردم. کار با تکنیک مداد رنگی، ماژیک و آبرنگ هست. در این کار سعی کردم که از رنگهای گرم بیشتر استفاده کنم چون که فکر میکنم مخاطب بیشتری را جذب میکند و این کارم به خاطر جزئیاتی که دارد یکی از بهترین کارهای من هست و خیلی طرفداران زیادی را میطلبد.
کار بعدی مربوط به پارسال هست. دیگر سعی کردم کمی کارها را متفاوتتر جلوه بدهم و یک شخصیت شاخصی از روز عاشورا یعنی حضرت زینب را موضوع محوری کار انتخاب کردم. از روز عاشورا تا اربعین را روایت کردم. در بخشی از کار سرهای بریده شده لشکر امام حسین هست و اسرایی که به سمت شام حرکت میکنند. در وسط کار برای مهمتر جلوه دادن و جذب بیشتر و اینکه خب مخاطب موضوع را خیلی بهتر متوجه بشود حضرت زینب را در حال سخنرانی به همراه امام سجاد در کاخ یزید کار کردم. در قسمت دیگر سر بریده شده امام حسین که برای حضرت رقیه آورده بودند را کار کردم.
جدیدترین کار این مجموعه را از شهریور ماه استارت زدم و دارم رویش کار میکنم. این سری خواستم یک مجموعهای را کامل توضیح بدهم یعنی خب من از اولین کارم شروع کردم روز عاشورا را توضیح دادم بعد آوردم توی اربعین اما الان میخواهم که این کارم را کاملتر یعنی اصلاً امام حسین از کجا حرکت کردند؛ کاروان از کجا شروع شد و به کجا ختم شد شروع کردم. از مدینه شروع کردم که امام حسین شروع به حرکت کردند تا شام که حرکت کردند. و خیمههایی که در کار کشیده شده نشاندهنده جاهایی است که امام حسین به همراه کاروانشان مدتی اقامت داشتند و کنار هر خیمه حالا بسته به جایی که ایستاده بودند یک نامهای را به زبان عربی کار کردم. که این نامه نشاندهنده تصاویری هست که کنارشان کار کردم. مثلاً یک جاهایی یک سری افراد به سپاه امام حسین اضافه شدند. یک سری افراد دیگر امام را ترک کردند و خب یک سری اطلاعات دیگر اما وسط کار را شروع کردم وقایعی را کار کردن که توی تابلوهای قبلیم نبوده است. برای مثال سر بریده شده امام حسین توی خانهی یکی از افراد لشکر یزید و بعدش سرهای بریده شدهای که به کوفه آورده شدند. بعدی اسرای توی شام و این تصویر هم میخواهم که یک مقداری تصویر جدیدتری را از سر بریده شده امام حسین توی خرابههای شام کار بکنم و به این ترتیب تا پایین و آن قسمتی که توضیح دادم از مدینه شروع شده بعد به مکه، مراسم حج و تا به بالا و این نقشه را سعی کردم که دقیق کار کنم یعنی من تا دریای سرخ را کار کردم. در قسمتی نقشه ایران، عراق، ترکیه امروزی، لبنان و فلسطین امروزی رو با دقت و جزئیات کار کردم.
همانطور که گفتم کارهای من به دو دسته تقسیم میشوند. یک قسمت تخیلیهایی که کار میکنم و ایدههایی که دارم. یک قسمت هم برای مسابقات کار میکنم. در یکی از کارهایم شروع کردم به طراحی کاراکترهای مثبت و منفی انیمیشنی. توی زنگ تفریح مدرسهمان یکی از این کاراکترهای انیمیشنی را کار میکردم. که یکی از بچههای کلاسمان آمد به من گفت که این مربوط به والت دیزنی هست یا انیمه؟ من گفتم هیچ کدام. این کاراکتری هست که خودم خلق کردم. اولین کاری که شروع کردم تقریبا همان بود. من بعد از آن آمدم به این فکر کردم که خب چرا شاید من نتوانم در آینده یک کمپانی تاسیس کنم و خودم کاراکترهای انیمیشنی آن را خلق کنم که حالا هر کدام یک شخصیت منفی یا شخصیت مثبتی دارند. اسم این مجموعه را سرزمین عجایب گذاشتم.
اثر دیگرم کاری تحت عنوان پیشرفتهای ایران در زمینه پزشکی است که این کار مربوط به مسابقات پرسش مهر بود و رتبه یک مسابقات را کسب کرد. من توی خیلی از افراد جامعه میشنوم که کشور ما شاید دستاورد خاصی در زمینه پزشکی نداشته اما ما توی همین یک قاب حداقل ۶ تا از دستاوردهای ایران در زمینهی پزشکی را میبینیم. ابن همان فرهنگسازی هست که گفتم. به طور مثال داروی فاکتور ۸ که برای بیماری هموگلوبینی هست یا اینکه کشور ما اولین کشوری بوده که توانسته با سلولهای بنیادی، سلولهای آسیب دیده چشم را ترمیم کند. ما قویترین بانک خون جهان را داریم که به کشورهای همسایه هم خون قرض میدهبم. اولین کشوری که توانسته برای تمام سرطانها درمان پیدا کند و داروی بیهوشی کتامین که توسط خود دانشمندای ایرانی کشف شده است.
کار بعدی مربوط به مسابقات سفیران سلامت هست که رتبه یک مسابقات را کسب کرد. رتبه یک کشور در رابطه با آسیبهایی است که انسانها با توجه به تکنولوژی که به دست میآورند اما همان آسیبهایی که به محیط زیست وارد میکنند به خودمان برمیگردد برای مثال آلودگی هوا که همانند مواد رادیو اکتیوی هست که ما به دریاها میریزیم و همینها روی بدن ما تاثیر میگذارند. مثلاً مثل کهیرهایی که روی پوست ایجاد شده، چروکهایی که روی پوست ایجاد شده و باعث اوتیسم میشود. سرطان ریه، ام اس، آلزایمر، فشار خون و دیگر بیماریها و یکی دیگر از این موضوعات هم غذاهای تراریخته هستند که تاثیرات بسیار منفی روی بدن ما دارند. در بخش دیگر هم سه تا از آلودهترین رودخانههای جهان که مربوط به کشور برزیل، آمریکا و چین هست را کار کردم.
کار دیگرم مربوط به سه سال پیش و مسابقات پرسش مهر بود. ویژگیهای یک مدرسه شاد. من این کار را تصمیم گرفتم با یک روستا شروع کنم که معلمی است توی یک روستا که کلاس خاصی ندارد؛ یعنی کلاس درس خاص یا چهارچوب خاصی که در آن درس بخواند را ندارند و توی حالا آن مکانی که نشستیم توی فضای آزاد دارند درس میخوانند. حالا این ابری که توی یکی از سر یکی از بچهها ایجاد شده به منظور فکر کردن آن دانش آموز هست. یک مدرسه خوب این ویژگی را دارد که یک کارگاه خیاطی خیلی کوچولو توی کلاسشان باشد. یک آبخوری داشته باشد. یک قسمت نقاشی داشته باشد. یک کره زمینی باشد که حالا جزئیات بیشتری از کشورها باشد. یک کتابخانه کوچک داشته باشند و ویژگیهای دیگری که از نظر من این ویژگی یک کلاس درس عالی برای دانش آموزان هست.
کار دیگرم برای مسابقات پرسش مهر با تکنیک آبرنگ هست. ویژگیهای کشورمان ایران که با توجه به تلاش دانشآموزان توی کشور موثر میشود. توضیح خاصی ندارد. اما در رابطه با کاری که برای مسابقات نوجوان سالم شروع کردم سعی کردم در این کار فقط شخصیتها و کاراکترهای اصلیش را رنگ کنم که باعث نشود که مخاطب بیشتر حواسش به جزئیات کار باشد. بیشتر آن کاراکترهای شخصی که دارد چه اتفاقی برایشان میافتد هستش که این کارم روایتگر یک داستان هست که مثلاً یک پسر کاراکتر منفی داستان ما و آیکن دختر خانم کاراکتر مثبت داستان ما را دارد. پسر خانواده دچار اعتیاد میشود اما با همکاری خانوادهاش شروع به ترک اعتیاد میکند و در آخر ما یک خانواده شاد را خواهیم داشت.
در تازهترین کارم از تکنیکهای مختلفی مثل پاستل، آبرنگ، مداد رنگی، کلاژ و … استفاده کردم و یکی از کارهای تخیلیم هست. جدیدا باب شده که میگویند زمین کروی شکل نیست و یک سری تئوری های مثل تئوریهای زمین تخت گرایان مطرح شده است. به نظر من ما در کره زمین تنها ۷ یا ۸ قاره نداریم. ما بیش از ۲۰ قاره داریم چرا که توی یک سری از لوگوهای سازمانهای معروف مرتبط با هوافضا و برخی از سازمانهای جهانی آنها دیده میشوند و این نشان میدهد که ما بیش از ۷ یا ۸ قاره داریم ولیکن به آنها دسترسی نداریم. یک دیوار یخی توی قطب شمال هست که گویا تا حالا هیچ فردی نتوانسته از آن دیوار عبور کند وقتی ما میتوانیم این قارهها را ببینیم که از آن بتوانیم بگذریم. این کار با ترکیب تخیلات خودم شکل گرفت. به دلیل وجود ناحیه ۵۱ توی لاسوگاس آمریکا و وجود نظراتی مبنی بر وجود ماشین آلات دست نخورده موجودات فضایی در این ناحیه در بخشی از کار از پرچم آمریکا و انگلیس استفاده کردم
گودال ماریانا عمیقترین نقطه توی اقیانوس هست. مدتی گفته میشد که زمینه کاری ناسا اصلاً مربوط به اقیانوسها بود و یک سری از زیردریاییهای خیلی پیشرفته جهان را ساخته بود اما خیلی ناخودآگاه و سریع زمینه کاریشان را روی فضا آوردند و کامل تغییرش دادند. خودم فکر میکنم شاید عمیقتر از آن گودال ماریانا هم وجود دارد که شاید با استفاده از آن زیردریاییها رفتند و به یک دنیای عجیب دیگری برخوردند.
کار دیگرم مربوط به موجودات فضایی میشود. همانطور که گفتم من یک سری ایدهپردازی و اختراعات نجومی را هم در راستای زندگی همیشگی روی سطح مریخ کار کردم که این قسمت که رویش یوفا نوشتم و این دستگاه و آن خودرو جزو پروژههایی هست که کار کردم و سعی کردم آنها را هم توی نقاشیم نشان بدهم.
حالا من این کار را یک کار خیلی تخیلی در مورد کره زمین در نظر گرفتم و قسمت دیگر را کره مریخ در نظر گرفتم. یعنی از نظر من شاید کره مریخ واقعی در آینده با این مختصات خواهد بود. کار دیگرم را رمز و راز نامگذاری کردم. کاری که مربوط به مصر و تمدنشان هست که چهار تصویر را در آن کار کردم. اولین قسمت از سمت چپ مربوط به تجارتی بوده که آنها در گذشته انجام میدادند با استفاده از تجارت عاج فیل و پوست زرافه که برای فراعنه میبردند و در بخش دیگر روند و مراحل مومیایی کردن جنازههایشان را نشان دادم. در بخش بالای کارم الههها و نمادها و جواهراتی که همراه مومیایی در تابوتهایشان قرار میدهند را کشیدم و در بخش دیگر قایقهای مخصوص حمل تابوتها در رود نیل و به مقصد اهرام ثلاثه را به تصویر کشیدم.
کار دیگرم با تکنیک آبرنگ و یک کار سنتی و ایرانی هست. این کار مربوط به ۵ سال پیش هست و جزو ابتداییترین کارهایی است که کار کردم. کار دیگرم برای مسابقهای تحت عنوان تمدن نوروز چینیها و ایرانیها بود. در این کار سعی کردم که سنتها و آداب و رسوم کشور چین را با ایران ترکیب کنم اما سعی کردم این را رعایت کنم که اگر به تابلو یک مقدار بیشتر نگاه کنیم متوجه میشویم که به مراتب ریزهکاری و جزئیات لباسها و پوشش ایرانیها خیلی بیشتر از پوشش چینیها هست و حالا یک سری از مراسمهایی که دارند را کار کردم و این قسمت بیشتر سعی کردم برای معرفی آداب و رسوم ایرانی از لباسهای ایرانی در رسمهای مختلف و از شهرهای مختلف استفاده کنم.
ابزار دیگری که با آن کار کردم راپید بود. یک کار تخیلی از معماری فرانسوی که باز از روی هیچ مدلی کار نشده و کاملا تخیل خودم بوده است. این را بعد از دیدن یک فیلم شروع کردم کار کردن. تقریبا سعی کردم هر چیزی که از آن فیلم یادم بود و حالا بسته به تجربیاتی که قبلاً داشتم اینها را با هم ترکیب کنم و به یک تابلوی جدید برسم. یکی از کارهایی که هنوز تمام نشده مربوط به غزه هست که با خودکار کار کردم.
من از آن جایی که گفتم دانشآموز رشتهی ریاضی فیزیک هستم. معتقد هستم که تمام علوم به هنر غیر مستقیم یا مستقیم ارتباط دارند. اولین جلسات کلاس هندسهمان که برگزار میشد من دیدم که ما میتوانیم با استفاده از یک سری از قضایای هندسی، مثلاً قضایایی مثل فیثاغورث و دیگر حالا مباحث میتوانیم یک ایده معماری خلق کنیم و یکی از اهدافم هم پرورش ذهن و تفکر ایدهپردازانه و خلاق هست. من این را با استفاده از یک مکعب کار کردم که با برنامه جئو و جبرا طراحی کردم و سعی کردم با هندسه و ریاضیات آن را به یک ایده معماری تبدیل کنم. امروزه ما هم در صنعت خودروسازیمان و هم توی معماریهایمان یک الگوی روتینی را داریم یعنی مثلاً مثل اینکه یاد گرفتیم که همه ساختمانهایی که ما الان داریم مکعب مستطیلی شکل باشد اما به نظر من ما میتوانیم با یک دید بهتری به این موضوع نگاه کنیم یعنی ساختمانهایمان خلاقیتهای بیشتری در آن به خرج بدهیم. این قسمت را من با استفاده از آناتومی چشم کار کردم که در ابتدا یک اتود اولیه کار کردم و بعد شروع کردم با یک سری از قضای هندسه و آناتومی چشم به این ایده معماری رسیدم. با استفاده از ۵ مدل اتمی که تا الان کشف شده شروع کردم آنها را ترکیب کردم و به این مدل رسیدم که معتقدم که میتواند یک پایگاه تحقیقاتی باشد.
طرحهای دیگرم در ارتباط با ایده زندگی در سطح کره مریخ هست. اینکه اگر انسان قرار باشد روزی برای همیشه روی سطح مریخ زندگی کند چه نیازهایی را دارد که این را تحت عنوان کتابچه مصور هم کار کردم که آن کارم توی مسابقات رتبه آورد. یک مثلثی را تشکیل دادم اگر انسان بخواهد که روی سطح مریخ یک اقامتی داشته باشد سه تا نیاز اصلی را خواهد داشت. تغذیهاش، پوشاکش و اسکانش. که طرح من مربوط به اسکان انسان میشود و این کارم هم مربوط به پوشاک و پرورش محصولات غذایی است که برای مثال یک توضیح خیلی کوچکی از آن کار را بخواهم بگویم مثلاً ما میتوانیم از آن جایی که خاک مریخ یک خاک قلیایی هست و هر گیاهی نمیتواند رشد کند اما یک سری گیاهان هستند مثل قلب خونین و ادریسی که میتوانند توی خاک قلیایی رشد کنند. ما با استفاده از اکسیژنهایی که این گیاهان به دست میآورند برای رشد گیاههای بالای محفظه استفاده میکنیم. این هم یک پهپادی را کار کردم که با استفاده از آناتومی بدن حیوانات کار کردم. خیلی ممنون و متشکرم و خیلی دوست دارم که نظر کارشناسان را بدانم. خیلی ممنون و متشکرم که حرفهایم را گوش کردید و امیدوارم که مفید بوده باشد و بتوانیم که در ادامه بیشتر راجب به کارم بدانیم و با هم صحبت کنیم.