تحلیل انیمیشن کوتاه «آی کیو – 170»

33
0

در حاشیه اکران اثر در حلقه هنر به هم‌راه دو انیمیشن دیگر

سه انیمیشن جذاب و خوش‏ساخت از هادی محمدیان در جلسه یازدهم حلقه‏ی هنر به نمایش درآمد و سپس با حضور کارشناسان عرصه انیمیشن و سینما مورد نقد و بررسی قرار گرفت. اگرچه انیمیشنی که برای نمایه به حلقه هنر آورده شده بود انیمیشن کوتاه «آی‌کیو-۱۷۰» بود اما به درخواست کارگردان انیمیشن کوتاه «پرواز تا بی‌نهایت» و نیز بریده‌ای چنددقیقه‌ای از سریال بلند انیمیشنی «بینا و دینا» نیز در حلقه هنر یازدهم به نمایش درآمد و حلقه تحلیل با حضور کارشناسان، بهرام جوان‌رودی، انیماتور حرفه‌ای کشور با بیش از دو دهه سابقه در تولید انیمیشن و نیز وحید امیرخانی، کارگردان به هر سه اثر به نمایش درآمده پرداختند. اداره جلسه تحلیل و بررسی توسط صادق لطفی‌زاده فعال در عرصه گرافیک و جلوه‌های ويژه صورت گرفت.

محمدیان: بسم الله الرحمن الرحیم، خیلی خوشحالم که در جمع دوستان هستم،‌ توفیقی بود که خداوند به من عنایت فرمودند. خیلی سریع بخواهم بروم سر کارها، کارها سه تا هست،‌کار اول کار بینا و دینا است که یک سریال صد دقیقه‏ای بود در ده قسمت ده دقیقه‏ای، که به سفارش سازمان اوج بود این کار انجام شده، زمان تولید این کار ده ماه بود به اضافه‏ی دو ماه پیش تولید،‌ یعنی دوازده ماه که به لطف دوستان‏مان در موسسه فرهنگی سلوک افلاکیان یک نوع رکورد با توجه به کیفیت و زمان و قیمت است. کار دوم کار پرواز تا بی‏نهایت است که کار اول مجموعه‏ی ما بوده است، یک کار کوتاه هفت دقیقه‏ای است که با همه‏ی قوت‏ها و ضعف‏هایی که داشت باعث شد که جمع بچه‏های ما در جمع انیمیشن شکل بگیرد، کار سوم کار  آی کیو 170 است که کار حدود دو دقیقه و سی ثانیه است. توضیحی که می‏توانم راجع به پرواز و آی کیو بدهم این‏که کار سفارش دهند نداشت و ما این کار را به یک شکلی خود جوش انجام دادیم،‌ منتهی یک پارامترهایی را در نظر گرفتیم برای تولیدش که حالا در زمان نقد آثار فرصت شد خدمت‏تان می‏گویم. سعی کردیم به لحاظ تکنیکی کار قوی و آب‏رومند باشد تا جایی که  می‏توانیم. همین.
لطفی‌زاده: بسم الله الرحمن الرحیم ، خیر مقدم عرض می‏کنم خدمت دوستان عزیز و بابت تاخیر که اول جلسه اتفاق افتاد معذرت می‏خواهم. خب ما کارها را با هم‏دیگر دیدیم. یه قول استاد عزیزمان آقای جوان‏رودی، قبل از این که اصلا بخواهیم به این کارها بپردازیم که اصلا خوب هست یا بد، باید یک کف مرتب و مشتی زد به هر حال برای کسی که این کار را انجام داده است، فارغ از این که خوب یا بد بوده است این کار نفس انجام دادنش  تشویق دارد. به خاطر همین من می‏خواهم که این دوست عزیزمان را یک بار دیگر درست و حسابی تشویق کنید.
خب من یک توضیح کوچک درباره‌ی تحلیل‌گران بدهم و بعد سریع وارد خود حلقه‏ی نقد این مجموعه شویم. خب آقای جوان‌رودی را خیلی از بچه‏هایی که در حوزه‌ی انیمیشن هستند احتمالا باید بشناسند. از اساتید انیمیش و جلوه‌های ویژه که تقریبا نزدیک به 25 سال از عمر حرفه‌ای خودشان را صرف انتقال تکنولوژی انیمیشن و جلوه‌های ویژه در ایران کرده‌اند که حالا با خود ایشان که صحبت می‌کنیم آن‏قدر کارهای متنوع انجام داده‏اند که حتی یادشان نمی‏آید که اسم ببرند. خب ما از ایشان دعوت کردیم بابت بحث‏های تکنیکی و موارد دیگری که دارد در این بحث به ما کمک کنند و آقای امیرخانی را هم که قبلا احتمالا دوستانی که حلقه را به صورت مداوم می‏آیند کار لبیک ایشان را دیدند که اخیرا در یکی از جشنواره‏ها مقام اول را کسب کردند. آقای امیرخانی در حوزه‏ی فیلم‏نامه و سینمای داستانی تقریبا دستی بر آتش دارند از این جهت ما دعوت کردیم از ایشان که در این بخش به ما کمک کنند.

ما تقریبا این‏جور عادت کردیم به صورت ناخودآگاه  خیلی از کارها را با انیمیشن‏هایی که از بیرون از ایران ساخته می‏شود مقایسه کنیم،‌ تقریبا اکثرش هم برمی‏گردد به شرکت‏هایی که در خود هالیوود هستند و تقریبا این  حوزه را قبضه کرده‏اند،‌ یک جورهایی در داخل کشور خودمان هم به صورت آکادمیک هیچ مجرایی برای ورود به حوزه‏ی انیمیشن نیست تقریبا بعد از دوره‏ی کارشناسی دوستان می‏روند در چند دانش‏گاه محدود و بحث انیمیشن را پیش می‏گیرند ولی هیچ‏وقت به صورت حرفه‏ای و به صورت یک  صنعت به آن نگاه نشده است. حالا یک سری از دوستان مجموعه سلوک که حالا خودشان توضیح دادند که یک کارهایی انجام دادند که می‏خواهیم وارد نقد مجموعه شویم. حالا خود آقای محمدیان آی کیو 170 را تقریبا برای نمایش در خود حلقه هنر در نظر گرفته بودند با این‏که شاید کار پرواز تا بی‏نهایت یک مقدار کار عظیم‏تری به نظر می‏رسید، ولی ایشان در نظر داشتند که این کار را رویش تمرکز داشته باشیم در حلقه، از این جهت ما این  کار را شروع به نقدش می‏کنیم.
خب، با آقای جوان‌رودی شروع می‏کنیم،‌ آقای جوان‌رودی در اختیار شما.
جوان‌رودی: بسم الله الرحمن الرحیم، قبل از همه چیز از دوستان که مسبب این نشست‏ها هستند تشکر کنم. فکر هم نمی‏کنم که احتیاج داشته باشد که این‏قدر دوستان معذرت‏خوهی بکنند،‌ همه‏ی دوستان از آشنایان و علاقه‏مندان بحث هنر و انیمیش هستند .یک مقدار تحمل کردن شاید جایز هست. خدمت‏تان عرض کنم یک مطلب خیلی مهمی که من دوست داشتم بگویم این‏که دوست عزیزمان گفتند، یک اتفاقی که خیلی دارد می‏افتد یک کاری تولید می‏شود،‌ یک کاری اصلا تولید نمی‏شود، فقط مورد بررسی قرار می‏گیرد حالا در سناریو یا در یک موضوع. بعد که بعضی از دوستان همت می‏کنند این را تولید می‏کنند سریع شروع می‏کنند به نقد کردن آن، که جای نقد هم دارد ولی فکر می‏کنم احتیاج به تشویق خیلی بیش‏تر دارد چون معمولا دست به عمل زدن از تعریف کردن و سعی کردن خیلی خیلی مشکل‏تر است.
ما معمولا سعی می‏کنیم ولی دست به عمل نمی‏زنیم. همین دست به عمل نزدن‏مان این شده نتیجه که در این حال هستیم که احتمالا شایسته‏گی خیلی بیش‏تر از این‏ها را هم داشته باشیم. یک بحث دیگر که حالا ببخشید این‏ها ممکن است ربط  نداشته باشد ولی فکر می‏کنم که جایز هست که بگوییم. از هر کجا که دیدید من خیلی دور شدم عنایت بفرمایید بنده را راه‏نمایی کنید. یک بحث دیگر این‏که حال در این کارها من دیدم در پرواز تا بی‏نهایت خیلی بیش‏تر نسبت به این پروژه‏ی پهپاد به آن نگاه شده بود توسط آقای محمدیان،‌ این‏که ما یک مقدار خیلی زیادی تمرکز کنیم روی مفاهیم و انتقال مفاهیم. حالا اگر مفاهیم را فرم سناریو یا نوع سناریو بگیریم می‏توانیم نحوه‏ی انتقال مفاهیم  را و بازی‏گردانی‏اش یک مقداری روی این‏ها تمرکز شود در انیمیشن با هر فرمی، برای هر ژانری یا در هر شیوه‏ای. معمولا کارهای فاخرتری درمی‏آید. زمانش هم مهم نیست ممکن است سی ثانیه باشد یا یک دقیقه یا هشت دقیقه. هرچند که کار بلندتر معمولا سخت‏تر است چون انیمیشن را اگر دوستان تجربه کرده باشند اولش با ذوق و شوق و شور و شعف شروع می‏شود، شاید شب‏نخوابی هم زیا بکشند، وسط‏هایش این شور و شوق به جهت سنگینی کار کم‏تر می‏‏شود. کسانی می‏مانند که خیلی دوست دارند و عاشق آن هستند دیگر آخرهایش به سلام و صلوات می‏رسد و دیگر با قسم و آیه دوستان را باید نگه داشت، مگر این که طرف عاشق کارش باشد. به خاطر همین، کارهای بلندتر معمولا خیلی سخت‏تر است انجام دادنش به خاطر این‏که فاصله‏ی زمانی زیادی برای تولیدش در نظر گرفته می‏شود. این‏که این سریال خیلی خوش‏ساخت بود از نظر بنده دوستان فرمودند زمانی که برای تولیدش می‏گذارند خیلی کم است و این جای تقدیر دارد. این نشانه‏ی تجربه‏ی بیش‏تر و دست به عمل زدن است، فقط با نظریه‏پردازی نمی‏توانیم به جایی برسیم حالا بررسی نظرات دوستان و کارشناسان و کسانی که تجربه دارند، قشنگ است ولی فکر می‏کنم باید خود طرف دست به عمل بزند تا بتواند بر اساس شرایط و امکانات دور و برش تنظیم کند پروسه‏ی تولیدش را. یک قضیه‏ی دیگر این‏که فکر می‏کنم در به اشتراک‏گذاری منسک نباشیم و تعامل داشته باشیم نه ایده‏هایمان را، تجربه‏هایمان را. برای همین می‏بینید خیلی از دوستان‏مان حذف می‏شوند از این دایره. قشنگ است که تجربه‏های‏مان را با بخشش و با محبت در اختیار هم‏دیگر بگذاریم، این باعث می‏شود که خیلی از دوستان که جدید وارد این پروسه می‏شوند به راحتی می‏توانند مسیری که ما رفتیم و اشتباه بوده است را پشت سر بگذارند و مسیرهای دیگری را تست کنند.

لطفی‌زاده: دست‏تان درد نکند. می‏خواهید اگر مشکلی نباشد یک مقدار عینی‏تر وارد خود نقد اثر شویم، حالا اگر بحثی هست مطرح کنید بعد وارد بحث شویم.
جوان‌رودی: در پروژه‏ی پهباد من فکر‏ می‏کنم نسبت به پرواز تا بی‏نهایت چون خالق اثر یکی هست می‏توانم مقایسه کنم وگرنه نه. و این‏که فکر می‏کنم در پرواز تا بی‏نهایت سبکی که در نظر گرفته شده بود به نظرم سبک خیلی خوبی بود، رندر و نورپردازی مناسبی داشت جوری که در بعضی شات‏ها آدم احساس نمی‏کرد که انیمیشن است ولی چیزی که فکر می‏کنم خیلی رویش باید تمرکز کنند دوستانی که با آقای محمدیان هم‏کاری دارند و خود ایشان که روی پروسه‏ی متحرک‏سازی و شخصیت‏گردانی خیلی تمرکز کنند کما این‏که روی تکسچر و رندر دارند خیلی تمرکز می‏کنند، معلوم است که روی تکسچر خیلی تمرکز شده است. که البته نشانه‏ی تجارب آقای فرضی هست و بقیه‏ی دوستانی که دارند با ایشان هم‏کاری می‏کنند، یک بحث دیگر که خیلی مهم است منطق در سناریو …

لطفی‌زاده: آقای جوان‌رودی می‏خواهید این‏ها را یک مقداری بشکانیم بعد وارد شویم، من حالا از آی کیو 170 شروع می‏کنم بعد اگر احساس می‏کنید قرینه‏ای در پرواز تا بی‏نهایت دارد یک فلش‏بک هم آن طرف می‏زنیم. ببینید الان من خودم به عنوان یک مخاطب وقتی آی کیو 170 را نگاه می‏کنم در وهله‏ی اول از رنگ و لعاب کار خوشم می‏آید یعنی مثلا ماها عادت داریم که سریع گیر بدهیم که آقا فیلم‏نامه در نیامده و… که نقل زبان همه‏ی ما شده است ولی آی کیو170 وقتی من نگاهش می‏کنم آن‏قدر فرم به قول معروف جذاب هست و رنگ و لعاب دارد که یک مقدار درگیر فیلم‏نامه اش نشوم حتی در بار دوم و سوم دیدن. حالا می‏خواهم بگویم که این آیا یک راهبرد است این‏که در کارهای کوتاه ما بیاییم مثلا به مسائل تکنیکی که منجر به فرم بهتری می‏شود بیش‏تر بپردازیم و داستان را یک مقدار کم‏رنگ‏تر کنیم، کما این‏که اصلا یک سوال دیگر پیش می‏آید این‏که در یک کار دو سه دقیقه‏ای، به فیلم‏نامه چه‏قدر مثلا درصد اختصاص داده می‏شود، و یا شخصیت‏پردازی چه‏قدر اهمیت پیدا می‏کند،‌ آقا وحید اگر شروع بکنند..
امیرخانی: بسم الله الرحمن الرحیم، آقا من خیلی خسته نباشید به شما می‏گویم و دم‏تان گرم! واقعا خیلی کار لذت‏بخش و خوبی بود. این حرف‏هایی که قرار است ما بزنیم اینجا، قرار است که به شما کمک کند در کارهای آتی‏تان ان‏شاءالله. کسانی هم که این‏جا حضور دارند یک استفاده‏هایی از این در واقع داشته باشند. من خیلی حاشیه نمی‏روم و می‏روم سر اصل مطلب و آن این‏که در کار آی کیو170. به هر حال من کاری به تکنیک ندارم . من انیمیشن خارجی خیلی می‏بینم، ایرانی هم کم ندیدم و واقعا به لحاظ تکنیکی قابل تعریف و قابل تمجید است کارتان. یک تنه‏ای به کارهای خیلی خوب دارد می‏زند. فقط بحث روایتی‏اش برای من قابل ملاحظه است و آن هم این‏که  ما یک بچه‏ای داریم که در یک شب در یک باغی یا دشتی دارد با یک ماشینی بازی می‏کند. از آن طرف  هم یک افسر احمق آمریکایی که یک پهبادی را دارد  می‏فرستد که شناسایی را انجام دهد. بعد یکی این‏که برای من فضا خیلی گنگ هست یعنی این‏که بچه  الان این موقع شب کجاست؟ فقط کافی این بود که شما بک‏گراند این بچه یک خانه‏ای با چراغ‏های روشن، احساس می‏کردیم که آمده در محوطه‏ی باز حیاط بازی می‏کند.
این ناکجا‏آباد جنگل  خودش برای من سوال بود که این موقع شب دارد چه کار می‏کند بچه؟

دو این‏که حالا این یک آفتی بود در واقع از زمان جنگ در سینمای دفاع مقدس که  کلا ضد قهرمان‏مان را خیلی احمق نشان می‏دهیم، خیی خیلی احمق نشان می‏دهیم و کاملا بر حسب یک اتفاق یعنی این آی‏کیو در دید من وجود ندارد. یعنی پسر بچه نشسته و یک دفعه یک چیزی یادش می‏افتد و یک دفعه باطری چیزی را عوض می‏کند و پهباد را می‏نشاند. اگر قرار است که این را یک مخاطب خارجی ببیند که خوب نیست، یعنی می‏گویید که یک کار بین‏المللی و مهم را کاملا ما به صورت یک حادثه و یک اتفاق خیلی ساده داریم نشان می‏دهیم. اگر که مخاطب داخلی دارد نگاه می‏کند که آره یک فان است، یک شوخی است که آره ما آی کیومان از شما بیش‏تر است در صورتی که تکنیک کار شما خیلی بالاتر، حالا نمی‏خواهم بگویم سطح مخاطب داخلی خیلی سطح پایینی است یعنی خیلی راحت می‏تواند در عرصه‏های بین المللی هم نشان داده شود و پهباد یک اتفاق خیلی مهم است. این ضعف در خیلی از فیلم‏ها هست، نمی‏خواهم بگویم فقط سینمای ما این ضعف را دارد، اگر که منتقدهای آمریکایی هم می‏آیند صدایشان سر آرگو درمی‏آید آن هم یکی از دلیل‏هایش این است که ضد قهرمان و آدم بده که ماییم، ما ایرانی‏ها هستیم در فیلم خیلی ساده و احمق نشان داده شده‏اند. یعنی خیلی راحت آن آدم‏ها در می‏روند و می‏روند و هیچ اتفاق خاصی نمی‏افتد، من از این منظر دارم به کار نگاه می‏کنم.

محمدیان: قبل از هر چیز سلام می‏کنم به آقای جوان‏رودی که قبلا یک آشنایی با هم داشتیم. عرض کنم که درست می‏فرمایید من انتقاد‏های شما را قبول می‏کنم منتهی یک نکته‏ی خیلی مهم باید بگویم،‌ شاید این نکاتی که می گویید من هم خیلی شنیده‏ام نمی‏خواهم بگویم بلدم ولی منتهی خب زیاد دیده شده در فضای کشور، نقد شده، این‏ها هم به گوش ما آشنا هست این‏که ضد قهرمان ما احمق نباشد یا ایراد‏هایی که وارد می‏شود. منتهی یک نکته‏ی خیلی مهم وجود دارد، آقای جوان‏رودی خب استاد بنده هستند می‏دانند که تولید انیمیشن در ایران بسیار سخت است. چه ده ثانیه چه 100 دقیقه. به هر شکلی شما می‏توانید یک تیم انیمیشن را جمع کنید کار بزرگی کردید، البته این کار را من نکردم دوستانم در موسسه‏ی سلوک این زحمت را کشیدند. می‏خواهم عرض کنم که ما قبل از هر کاری آمدیم برنامه‏ریزی کردیم برای کارهای‏مان. گفتیم هدف این کار که می‏خواهیم انجام دهیم چیست. من یک اعترافی باید بکنم و این‏که ما این فیلم‏ها را برای مخاطب نساختیم امروز. این خیلی حرف خوبی نیست ولی متاسفانه باید بگویم ما قبل از شروع پرواز تا بی‏نهایت که اولین کارمان هست گفتیم ما یک کاری بسازیم، یک خودنمایی بکنیم که برویم پیش دوتا آقای مسئول که آن‏ها ببینند کار را و بگویند چه کار خوبی است بیایید با هم کار کنیم،‌یا کار آی کیو 170. ما بعد از پروژه‏ی بینا و دینا دو ماه بی‏کار شدیم یعنی تا بستن قرار داد جدیدمان دو ماه بی‏کار شدیم گفتیم در این ماه چه کار کنیم چون هزینه‏ی موسسه، ما شاید بالغ بر 11 نفر داریم کار می‏کنیم،‌شاید توجیه باشد فقط می‏خواهم فضای‏مان مشخص شود برای شما،‌گفتیم که چه‏کار کنیم؟ گفتیم در این دوماه یک کاری بزنیم که بتوانیم بفروشیمش،‌یعنی صحبت‏هایی که شما می‏کنید،‌من خیلی ایده‏آلم هست که حرفم را رو نزنم،‌ مستقیم نزنم،‌ نکاتی که شما می‏گویید را رعایت بکنم. ولی به واقع این‏طور نیست که کسی که این را از ما می‏خرد یا آن مسئولی که دنبال آن هستیم این‏ها را بفهمد. شما این صحبت‏هایی که می‏کنید من خب باز خوردش را از دوستانی که رفتم نشان دادم چون هر سه کار خریداری شده است،‌البته دوستان‏مان دید بازتری داشتند در موسسه، ولی خب ما برای آن‏ها نساختیم،‌می‏خواستیم کار را کلا بفروشیم، بسیار تمجید خیلی عالی، اصلا این چیزهایی که شما می‏گویید را نمی‏بینند. در عوض اگر آی کیو را خوب نشان ندهی و احمق نشان ندهی برعکس می‏شود و می‏گویند کارت به درد نمی‏خورد. این نکته‏ی خیلی مهمی است ، من ایده‏آلم این کارها نیست،‌انتقاد شما وارد است شاید توجیه باشد،‌شاید دارم بهانه‏تراشی می‏کنم.،‌فقط یک نکته‏ی مهم، ما الان کار جدید شروع کردیم که کار سینمایی است که به لطف خدا شروع شده برای گیشه دارد ساخته می‏شود کار 80 دقیقه است. آنجا مدینه‏ی فاضله‏ی ماست که حالا از دوستان می‏خواهم که کسی که می‏تواند بیایید کمک. یک نکته‏ی خیلی مهم بگویم. یک جمله ای دارد شهید آوینی که می‏گوید این مرکب چموش که اگر سوارش شوی تازه می‏توانی کار یاد بگیری، در انیمیشن خیلی چموش‏تر است یعنی من خودم احساس می‏کنم که فعلا فرم و ساختار بر ما سوار شده است یعنی پروسه‏ی تولید وقتی شروع می‏شود آدم یک جور دیگری فکر می‏کند و وقتی وارد می‏شود جور دیگری می‏شود، به خاطر همین ما همه‏ی سعی‏مان این است که فعلا در ساختن قوی شویم و در محتوا فعلا انتقادها را می‏پذیرم، یعنی قبول دارم کار ضعیفی بود بخش فیلم‏نامه. فقط خواستم این را هم لحاظ کنید که من قبول دارم حرف شما را که ضد قهرمان نباید احمق باشد، هر چه‏قدر باهوش‏تر باشد در نتیجه شخصیت قهرمان شما باهوش‏تر است ولی شاید می‏گویم توجیه باشد، ما همه‏ی این‏ها را در نظر بگیریم برای تولید آثارمان.

امیرخانی: حالا من باز تشکر می‏کنم، من یک چیزی اول حرفم گفتم که این نقدهایی که قرار است حرف بزنیم، من اصلا بعد از دیدن کارهای شما ترجیح می‏دادم که سکوت کنم چون خوشم آمده بود اما از آن‏جایی که من را آورده‏اند که یک ذره باز کنم و قرار است که یک چیزی دست همه‏مان را بگیرد این بحث‏ها را فقط دارم یاد‏آوری می‏کنم.
محمدیان: من این‏ها را گفتم از این جهت که دوستان دارند می‏شنوند،‌ این مسائل تولید سخت انیمیشن را بدانند.

امیرخانی: یعنی یک کم کم‏تر از آن چیزی که شما در بحث تکنیکی‏تان، وقت می‏گذاری. اگر روی بحث محتوا بیایید وقت بگذارید مطمئنا این نقاط ضعف خیلی چیزی نیست، ببینید من فقط باید در فیلم شما بفهمم که این پسر خیلی باهوش است خب، که سوال برایم ایجاد نشود اگر یک بچه‏ای که با جابه‏جایی یک قطعه، یک پهباد را می‏تواند بنشاند این واقعا قبلش نشسته و دارد ماشین بازی می‏کند در حیاط؟ خب خیلی کارهای دیگر می‏تواند بکند. از این لحاظ دارم می‏گویم، این جزئیات.
در آن کار پرواز تا بی‏نهایت هم یک اشاره‏ای بکنم که کارخیلی خوبی بود من دوست داشتم،‌حالا بحث تکنیکی را استاد صحبت می‏کنند. آن هم در بحث روایتی‏اش یک نکته را می‏خواهم بگویم هرچند که خیلی به نظر من کامل‏تر است از کار آی کیو 170، هرچند که شما آن را اول کار کردید و با تجربه‏ی کم‏تری کار کردید. ما یک کره‏ی زمین اول کار شما می‏بینیم و یک نریشن که ایران کجاست، چه سالی است، چه اتفاقاتی افتاده است و آمریکا رفته کجا و قرار است ایران چه کند و بعد روی نقشه ما یک حرکت می‏بینیم. این را بی‏رحمانه باید بگویم چون باید نقد کنم،‌ این راحت‏ترین کار ممکن است دیگر، شما به جای این‏که تصویر به مخاطب نشان دهید یک صدا بگذارید یک کره بچرخد و روی نقشه هم راه بروید که قرار است آیا چه اتفاقی بیفتد. در صورتی که خب باید در ( من این حرف‏ها را می‏زنم که یک نکاتی دربیاید وگرنه با توضیح شما جای این حرف‏ها وجود ندارد) مثلا آن‏ها می‏آیند کینگ‏دام را  کار می‏کنند و در تیتراژ کینگ‏دام سه دقیقه تیتراژش شما تاریخ روابط عربستان و آمریکا را خیلی راحت می‏فهمید یا حتی آرگو‏ای که ساختند در تیتراژ ابتدایی که ساختند یک اشاره‏ی کلی به تاریخ انقلاب می‏شود که چه اتفاقاتی افتاد، مردم چه کار کردند، البته از دید خود آن‏ها و بعد منجر شد به مثلا فرار شاه و این حرف‏ها…در ماجرای حمله به اچ سه این آقا نشسته و دارد کار نریتور را می‏کند این شخصیت شما یک سری عکس دارد می‏گیرد که ما یاد اچ سه بیفتیم  که ما در اچ سه همچین کاری کردیم، رویش هم یک نریتور گذاشتید که آقا ایران قرار است چه کار کند، این حرف‏ها را زدم که فقط گفته باشم، وگرنه جای بحث نیست.

لطفی‌زاده: یک بحثی از میان صحبت‏های خودتان در آوردم، این‏که نقطه‏ی شروع انیمیشن در ایران به نظر می‏آید یک مقدار گنگ است، بچه ها اول با یک نرم‏افزار آشنا می‏شوند مثل تری دی مکس یا فتوشاپ، بعد می‏آیند می‏فهمند که با این هم می‏شود انیمیشن ساخت ، یعنی می‏خواهم بگویم انگار از وسط قضیه تازه می‏فهمند که داستان جای‏گاهش چیست، که در این زمینه من فکر می‏کنم آقای جوان‏رودی در بحث پای‏پلان یک لاینی که هر تیمی برای خودش باید بچیند، ما فقط می‏خواهیم به صورت کوتاه و مختصر درباره‏ی تیمی که داشتید و پای‏پلانی که چیدید برای این کار آی کیو170 یک توضیح کوتاهی بدهید که بعد ما صحبت‏های آقای  جوان‏رودی را هم داشته باشیم در این قضیه.
محمدیان: من فکر می‏کنم راجع به پای‏پلان کار اگر بخواهم توضیح بدهم خب یک بحث‏های تخصصی دارد که آقای جوان‏رودی از من استادتر هستند و درس پس می‏دهیم خدمت‏شان،‌یک خورده تخصصی است، من از واژه‏هایی که می‏خواهم استفاده کنم اجتناب می‏کنم، ولی تولید یک کار 100دقیقه ای در زمان ده ماه پای‏پلانی لازم دارد که این کار بشود.
لطفی‌زاده: من منظورم آی کیو 170 بود.

محمدیان: می‏خواهم به آنجا برسم. معمولا در ایران یا کاری شروع نمی‏شود یا اگر شروع می‏شود هیچ وقت تمام نمی‏شود، ما الان پروژه زیاد داریم در کشور که در انیمیشن شروع شده اند 5 سال بعضا 6 سال پروژه را نگه داشته‏اند،‌ حالا اگر اسم هم بخواهم بیاورم پروژه‏ی آقای بهرام عظیمی که اکران شد ایشان 6 سال مجبور شدند پروژه را نگاه دارند، به خاطر مسائل پای‏پلان و مسائل تکنیکی کار، چون همان صحبتی که شما می‏کنید در ایران از همان پشت سیستم نشستند  دوستان فنی که رسیدند به انیمیشن،‌ ولی یک اتفاقات جدیدی افتاد در فضای انیمیشن من فکر می‏کنم که حالا ما در آی کیو سعی کردیم، ما از سطح تکنیک گذشتیم در ایران به نظر من یعنی حالا بچه‏های ما در موسسه‏ی سلوک و دوستان دیگری که بعضا در بعضی شرکت‏ها کار می‏کنند این مرکب چموشی که گفتم الان ما سوار آن مرکب چموش شده‏ایم،‌ فاصله‏ی ما با گروه‏های سازنده‏ای مانند آمریکا زیاد نیست، کیفیت تصاویرمان، حالا در بحث محتوا که جای خود دارد این بحثی نیست، ما فاصله‏مان کم شده و شاید هم به آن‏ها رسیدیم منتهی در پای‏پلان هیچ پای‏پلانی محقق نمی‏شود بدون این‏که مدیریت درست داشته باشد،‌ الان مشکل اساسی ما پای‏پلان نیست در کشور یعنی بچه ها می‏دانند که کار را چگونه استارت بزنندة چه‏جوری تولید بکنند، مراحل مختلف کار چیست، تقدم و تاخر. یک مثالی بزنم ، حالا آقای جوان‏رودی  من پیش ایشان نمی‏توانم خیلی مثال بزنم، ما قبلا که مثلا می‏خواستیم کار تولید بکنیم،‌ در سینما خب راکورد را داریم  مثلا شما باید یک منشی صحنه بگذارید که راکورد گیری کند مشکلی پیش نیاید، ما قبلا در انیمیشن این را داشتیم مثلا وسط کار می‏دیدیم دکمه‏ی کاراکتر باید تعویض شود یا باید جابه‏جا شود،‌دوستان مجبور بودند دانه دانه پلان‏ها را باز کنند و دکمه را جابه‏جا کنند، حالا ببینید چه فاجعه‏ای می‏شود، خب الان بحثی آمده به اسم رفرنس که این‏ها رفرنس می‏شوند و با یک تشکیلات خاصی که کار راحتی هم نیست. تمام دنیا دارند از آن استفاده می‏کنند. یعنی یک فایل را باز می‏کنی دکمه را درست می‏کنی و در همه‏ی فایل‏ها درست می‏شود.

لطفی‌زاده: یعنی در بحث مدیریت پروژه هم شما کار را روی نرم‏افزار باز سوار کردید، منظورتان این است؟
نرم‏افزاری که مدیریت می‏کند پروژه را..
محمدیان:‌ نه نه، نرم‏افزار نه، این را می‏خواهم بگویم که الان اصلا مشکل پای‏پلان نیست، شما هر جوری که بگویید ،‌پای‏پلان را صحبت بکنید، خط تولید را صحبت بکنید حالا کم و زیاد دوستان سلیقه به آن رسیده‏اند،‌ بله تعریف می‏شود حالا اگر بخواهم توضیح دهم یک فضایی که از ایده که این‏ها چیزهایی که مرسومش هستند، نحوه‏ی مدل‏سازی، نحوه‏ی چک کردن و کلین‏آپ کردن. ما به این می‏گوییم پای‏پلان. آن مشکل پای‏پلان نداریم مشکل مدیریت داریم، شما حالا بحث پای‏پلان می‏کنید اصلا مشکلی نیست می‏توانم به شما قول بدهم در ظرف دوسال آینده ایران می‏تواند انیمیشنی بسازد که وقتی آمریکایی ها ببینند باورشان نشود حالا بحث محتوا را کاری ندارم.

لطفی‌زاده: آقای جوان‏رودی نظر شما هم همین است؟
جوان‌رودی: منتظرم صحبت‏های ایشان تمام شود، چون خیلی از چیزهایی که ایشان می‏گویند درست است. من می‏خواستم چند تا پیش‏نهاد بدهم به شما به جهت این‏که خب کسی که زیادتر تولید می‏کند تجربه‏اش بیش‏تر می‏شود، اشکال‏های بیش‏تری را رفع می‏کند، به خاطر همین است که خیلی چیزها را می‏بیند که خیلی‏ها که تجربه ندارند نمی‏بینند. یک اتفاق خیلی خوب است چون یک عالم سوال را جواب داده است و یک اتفاق بدی است اگر مدیریت نشود از نظر ذهنی و روانی این‏که تعداد حفره‏های زیادتری را می‏بیند، به جهت آن شهوی که به دست آورده. من فکر می‏کنم برای مجموعه‏ای مثل شما که در بخش تکنیکی خیلی غوص کردند و تمرکز گذاشتند که چالش‏ها را حل بکنند،‌اگر من جای شما باشم فقط بر اساس یک تجربه آن هم از ایده‏ی بنده است، یک پیش‏نهادی بدهم به مجموعه‏ای که آن‏طور دارد کار می‏کند این‏که فکر می‏کند که روی بحث تکنیکال متوقف کنید مجموعه ‏تان را و سعی کنید اگر کار آبزرویشن دارید یعنی اگر محصولاتی که دوستان متخصص‏تری دارند تولید می‏کنند از جمله انیمیشن‏های بلند و کوتاه بررسی می‏فرمایید بیش‏تر روی جنبه‏ی هنری‏اش  بررسی شود. تمام بچه‏های تکنیکال‏تان را هم که ایده‏های تکنیکی متوقف و ایده‏های هنری به جوش بیاید. یکی این بحث هست. یکی دیگر این که به‏ترین را برای این‏که حالا شما با سعی و خطا به پای‏پلان رسدید خدمت دوستان قبل از جلسه عرض کردم الان پای‏پلان شما فقط به درد شما می‏خورد و به درد من نمی‏خورد، پای‏پلان من با مجموعه‏ای که دارند با من کار می‏کنند به درد فقط من می‏خورد، به درد کس دیگری نمی‏خورد ولی این‏که یک نگاهی ما اجمالی داشته باشیم به پروسه‏ی کار، پروسه‏ی تولید بد نیست که چم و خم کار را ببینیم. مطمئنا شما به این نقطه رسیدید که بچه‏های‏تان را در جاهای مختلف تست کردید دیدید بعضی از دوستان با توجه به این تیتراژی که زده بودید بعضی از دوستان تا کار کردند آن هم فقط به خاطر این که شما تعداد آدم‏های بیش‏تری را نمی‏توانید در اختیار داشته باشید به جهت هزینه یا مدیریت نیروی انسانی، قشنگی‏اش به این است که پای‏پلان یا پروسه تولید بر اساس تجربه شکل می‏گیرد ، اول من یک چیزی از آقای ایکس یا ایگرگ در یک کتابی می‏خوانم یا آن پای‏پلان را آموزش می‏گیرم و یاد می‏گیرم  برداشت می‏کنم و می‏آورم، بعد با افرادی که دارند با من هم‏کاری می‏کنند ما به یک تعامل می‏رسیم، آن تعامل نهایی می‏شود یک ساختار که اگر رسیدید که خدا را شکر می‏کنم، اگر نه همین جوری باید ادامه بدهید تا آن پای‏پلان نقش بگیرد در حقیقت ثابت شود که مطمئنا هر چه تجربه‏ی بیش‏تر پیدا کنید این اتفاق می‏افتد. قسمت بعدی این‏که حتما یک مدیر نیروی انسانی، یک مدیری که مدیریت بر نیروی انسانی بلد باشد، یعنی مفاهیم روان‏شاختی  در تعامل را بداند و اول خودش انجام دهد، این در هر مجموعه‏ای مخصوصا مجموعه‏ای که انیمیشن کار می‏کنند نیاز است، این طور نیست که من تکنیکال هستم، او هنرمند است،‌ هنری‏ها الان روی مودشان نیستند نمی‏شود با آن‏ها ارتباط برقرار کرد،‌اصلا این صحبت ها نیست اگر هم می‏بینید من یا یک کسانی شبیه من این حرف‏ها را می‏زنند در سختی کار، اگر خود شما می‏زنید یا دوستان‏تان می‏زنند این شاید به خاطر این‏که ما یک متخصص  برای این‏که ماها را جمع و جور کند،‌ تخصص در مدیریت نیروی انسانی داشته باشد نداریم، باید بدانیم این را نداریم و باید برویم و پیدایش کنیم. چون مطمئنا پیدا می‏شود. مثل موقعی که ما می‏دانستیم که یک نورپردازی به‏تر می‏دیدیم ولی نمی‏‏دانستیم چه‏جوری، ولی الان یاد گرفتیم. موضوع این است که ما در نمی‏دانم نمی‏دانم‏هایمان نباشد، در می‏دانم نمی‏دانم قرار بگیرد، در حوزه‏ی این قضیه باشد.
در قسمت آخر هم، شاید دوستان آی برد برد را بشناسند.
لطفی‌زاده: توضیح مختصری بدهید.

جوان‌رودی:‌ آقای برد برد از کارگردانان مشهور آمریکایی هستند که قبلا در دانش‏گاه کل آرت هم‏کلاسی یا هم‏دوره‏ی آقای جان استر، آقای تیم برتن و بقیه‏ی دوستان دیگر که خیلی مشهورند بودند، این آقا موقعی که آمد در دیزنی دعوتش کردند در پیکسار بعد از این‏که کارتون آیرون جاینت را ساخت، حتما ببینید خیلی کار قشنگی است مخصوصا روی دکوپاژ و روی انتقال مفاهیم از نظر بازی گردانی خیلی ایشان کار می‏کنند خیلی نقطه نظر دارند، من یک سری دست‏نوشته‏های ایشان را می‏خواندم حالا اگر بشود خدمت‏تان بیاورم خیلی فشنگ است به درد می‏خورد، این اقای برد برد را بردند به‏ترین امکانات را در پیکسار به او نشان دادند، فکر می‏کنم یک فیلم پشت صحنه هست که آقای برد برای اینکرودبلز می‏آید، آقای جان لستر از او تقدیر می‏کند،‌ اولین کاری که ایشان کرد این‏که  به قول خودشان کله سیاه‏ها را جمع کرد، کسانی که خیلی متفاوت بودند، دومین کاری که کرد در سوله‏ای که پر از اتاقک بود تمام دیوار‏های اتاق‏ها را زد خراب کرد چون به نظرش نمی‏رسید کس خاصی وجود داشته باشد تمام افراد در پروسه‏ی تولید از یک شان و یک فطرت برخوردارند،‌ و ایشان با عملش نشان داد. این نشان داد این آدم به غیر از این‏که کارگردان خوبی است خیلی عالی مدیریت نیروی انسانی از نظر روانی می‏تواند داشته باشد، تمام کسانی که کارهای خیلی محشر می‏کردند در پروسه‏ی تکنیکال و در اتاق در بسته کار می‏کرند همه را اخراج کرد، یک نفر هم نگه نداشت گفت این‏ها به در من نمی‏خورد بروند در پروژه‏های دیگر، در پیکسار این‏طور نیست که یک کار انجام دهند معمولا هر پروژه‏ای سه تا پنج سال ممکن است طول بکشد، موازی هر سال یک کار را استارت می‏زنند. به خاطر همین هر  سال یک کار دارند با فاصله‏ی دو سه ساعت که اینقدر فشار روانی به مجموعه‏ی انیمیشن که شما می‏دانید یعنی چه. ده دقیقه در ماه، من درست است بیست وسه چهار سال است کار تدریس می‏کنم و دستی هم در تولید دارم الان به من بگویند من تا یک ساعت باید تشویق کنم و باید به احترامش بایستم،‌ هر چند نفر که بخواهید باشید، چون تعداد نفرات و متخصصین تعیین و تبیین کننده نیست،‌ تعامل مناسب این دو بسیار مشکل‏تر و هنرمندانه‏تر است. این آدم مدیریت نیروی انسانی‏اش به نظر من خیلی قوی‏تر و مستحکم‏تر از کارگردانی ایشان هست. فکر می‏کنم این چند نکته منهای نکته‏های دیگری که می‏توان گفت که این‏جا جای آن نیست و زمان هم نداریم، مصدع اوقات دوستان هم نمی‏خواهم شوم فکر می‏کنم یک اتفاق خیلی قشنگی در مجموعه‏ی شما به وجود بیاورد با توجه به این‏که دوستان احتمالا همه‏ی پروژه‏ها را شما کس خاص دیگری نداشتید که بگویید آوردید یا فری لنسس استفاده کردید، همه را همین بچه ها دارند انجام می‏دهند،‌درست است؟
محمدیان: در پروژه‏ی صد دقیقه‏ی بینا و دینا ما طراحی کاراکترمان را خاج از مجموعه داشتیم.
جوان‌رودی:  خب آن که اشکالی ندارد ولی پروسه‏ی تولیدتان همه‏ی بچه ها همان‏هایی هستند که بغل هم بودند.
محمدیان: بله بله
جوان‌رودی: این خب به نظر من از یک معدن طلا ارزشش بیش‏تر است و این را من به شما می‏گویم جلوی تمامی دوستان به خاطر این‏که پیدا کردن و ایجاد یک گروه تولید مثل پیدا ردن یک دوست می‏ماند، ساده است، نگه داشتنش بسیار مشکل است چون آدم‏های مختلف با نیاز‏های متفاوت با شرایط متفاوت دارند دور هم کار می‎‏‏کنند، با عقاید متفاوت،‌خیلی هنر می‏خواهد نگه داشتن این دوستان، امیدوارم این را بدانید و حتما شکر نعمتش را به جای بیاورید، که خدا بیش‏تر از این به شما بدهد انشاءالله. فکر می‏کنم یک سبک هم که پیدا کردید سعی کنید تمام کارهای‏تان را روی آن سبک کار کنید که متبحر شوید در ارائه‏ی سبک. الان خود بنده هم در پروسه‏ی تولید انیمیشن سبکی ندارم، در سبک‏های مختلف کار کردم تجربه به دست آوردم، خودم دوست دارم الان به روش استاپ موشن آن هم با یک سبک خاص کار کنم. منظورم روش تولید انیمیشن نیست که حالا سه بعدی، دوبعدی، موشن گرافیک یا هر چیز دیگر ، یک سبک پیدا کنید مثل این کار سریالی که کردید خیلی متفاوت‏تر از دو کار دیگرتان بوده‌، روی میزانسن‏تان، روی نورپردازی، متحرک سازی‏تان، حالا چون آنونس بود نمی‏توانم بگویم این کات‏هایی که زده بودید از نظر کارگردانی روند داستان به چه صورت است، ولی آنونس آنونس بسیار خوبی بود حتی آنونسش هم خوب بود،‌این نشان می‏دهد که سبک دارد جا می‏افتد. خواهشا، یعنی اگر من جای شما بودم این را ول نمی‏کردم همین سبک را با داستان‏های دیگر با روش‏های دیگر می‏توانید ادامه دهید.

طفی‌زاده: من یک سوالی داشتم  این سبک را دوستان، می‏خواهم یک مقدار ادامه‏ی بحث را پاس بدهم در زمین آقای امیرخانی ما مثلا یک تجربه‏ی مشترک داشتیم باهم، این‏که کارگردان اول یک ایده‏ای در ذهنش هست بعد کلی این را چکش‏کاری می‏کند تا به یک فرمی برسد،‌ بعد من تجربه‏ای که با ایشان داشتم، ایشان خیلی خودشان را محدود نمی‏کردند که این‏کار چه طور باشد، آخر سر در کار رسیدیم این فرم باید مثلا فرم رئال باشد با نورپردازی این‏جوری. من می‏خواهم بگویم که این فرم از طریق استعدادهای آن تیم در می‏آید یا آن کارگردان آن‏قدر نقشش پررنگ هست در این سیستم که می‏گوید من می‏خواهم در این فرم  یا مثلا کارگردان در یک سیستمی این‏قدر  جای‏گاه محکمی داشته باشد بگوید من کار بعدی می‏خواهم دوبعدی انجام دهم. یک‏جوری این پروسه برای رسیدن به فرم را اگر دوستان یک مقدار باز بکنند ممنون می‏شوم و بعد برویم سر سوالاتی که دوستان فرستادند.
امیرخانی: من یک توضیحی اضافه بر حرف آقای لطفی‏زاده بزنم. به گمانم این است که منظور ایشان این بود که ما یک زمان یک محتوایی را داریم،‌یک داستانی داریم، یک روایتی داریم این روایت دارد فرم خودش را نشان می‏دهد هر چه‏قدر که شما جزئی‏تر دارید رویش کار می‏کنید،‌آنالیز می‏شود و خودش یواش یواش به شما نشان می‏دهد که چه فرمی می‏توانید مرا روایت کنید،‌یا قشنگ‏تر روایت کرد. یک جور دیگر هست که کلا شما دست خطی دارید، یک فرمی دارید و در واقع سفارش‏های مختلفی که به شما می‏دهند شما به همین ارجاع می‏کنید بعضی از این‏ها چون به آن فرم نزدیک‏تر است خب خیلی بیش‏تر با مخاطب ارتباط برقرار می‏کند ،‌بعضی هم نه، حالا در واقع می‏تواند یک سوال باشد که شما جواب بدهید.

محمدیان: عرض کنم در باره‏ی فرم و سبک و امضای کار یک توضیحی بدهم. نکته‏ای که حالا در کارها هست، شما متوجه شدید، دوستان هم متوجه شدند خیلی نقطه‏ی بارزی است این که این کار اصلا برای کودک نبود یعنی شما مخصوصا همان کار دینا اصلا راجع به کودک نیست و داستان درباره‏ی بزرگ‏سال است، پرواز تا بی‏نهایت و آی کیو 170 هم همین‏طور،‌ برای بزرگ‏سال است. یعنی ما مخاطب‏مان کودک نبود اصلا برای کودک ساخته نشده خود مخاطب‏شناسی این‏که گروه سنی شما چی هست. یک توفیقی خدا به بنده داد که با  آقای حاتمی‏کیا یک جلسه‏ای ایشان بودند بنده هم بودند و کارهای بنده را دیدند، یک نکته‏ی مهمی که گفتند راجع به همین قضیه بود،‌ یعنی گفتند که مخاطب تعیین می‏کند سبک شما را، امضای شما را. و نکته‏ی خیلی مهم که ایشان گفتند، گفتند که بین فرم و محتوا زمانی که گیر می‏کنی محتوا مهم است،‌ اگر منظورتان از سبک گرافیک کار است خب هر گروه سنی یک گرافیک خاصی می‏خواهد ،‌بینا و دینا چون شخصیت اولش یک دختر خانم کوچک بود یک کمی فانتزی‏تر شد و محدودیت‏های تولید داشتیم از لباس و.. به خاطر زمان و هزینه‏های پروژه ولی نکته‏ی خیلی مهم این است که این نکته برایم مهم است هیچ وقت در تاریخ این چند سالی که کار کردیم نشنیدم به جز یکی دو مورد خیلی کوچک که آن هم به سر انجام نرسید. هیچ تیم تولیدی نبوده که فراغ بال داشته باشه برای تولید یک اثر موفق. در یک فیلمی اتفاق می‏افتد چون فضا یک فضای دیگر است یا آدم یک ایده‏ای دارد و ایده را تبدیل می‏کند به فیلم با توجه به پتانسیل‏های موجود کشور، چون پیش‏رفت بیش‏تری داشته. ولی در کشور ما اتفاق نمی‏افتد آقای جوان‏رودی فرمودند درباره‏ی نیروی انسانی ما الان مشکل نیروی انسانی داریم،‌درست که این کار را داریم تولید می‏کنیم، ولی یکی از دغدغه‏های من این است که نیروهای انسانی‏مان تقویت شوند من حالا با توجه به نوع نگرشی که داریم خیلی دوست داشتم حلقه‏ی نیروی انسانی‏مان بزرگ‏تر شود حالا شاید جای گفتن ندارد ولی من دو سه تا مسجد محله‏مان رفتم،‌بسیج، گفتم این دوستان را معرفی کنید ما آموزش بدهیم استفاده کنیم حقوق  خوبی هم می‏دهیم که متاسفانه نشد،‌دست آویز من الان فامیل است، من برادر خودم را الان آوردم در فضای کاری خودم، دوستانی که می‏شناسم حتی فضای هنری خیلی می‏گردم دنبال بچه‏هایی که دوست دارند در این فضا کار کنند. می‏خواهم بگویم همه چیز مهیای یک کار ایده‏آل نیست این‏که من سبکم را مشخص بکنم.

لطفی‌زاده: فقط جمع‏بندی کنیم که ما به سوال‏ها هم برسیم.
محمدیان: عرض کنم که نکته‏ی مهم این‏که هیچ وقت نقطه‏ی ایده آل که برای تیم وجود ندارد. بعد نکته‏ی مهم‏تر این‏که حالا بین دانش‏گاه و فضای آکادمیک یک فاصله‏ی زیادی با بچه‏هایی که دارند کار می‏کنند وجود دارد، حالا نمی‏خواهم بگویم در دانش‏گاه‏ها، چون من در دانش‏گاه رشته‏ی انیمیشن نخواندم گرافیک خواندم چون احساس می‏کنم فاصله‏ی زیادی با فضای تولید ما هست. حالا نکته‏ای که فرمودید فقط می‏خواستم به این نتیجه برسیم که امیدوارم یک فضای درستی به  وجود بیاید برای همه‏ی این ایده آل‏هایی که می‏گویید.
سوالات و نظراتی که در جلسه ارائه از جانب مخاطبین مطرح شد:
لطفی‌زاده: دست‏تان درد نکنه، من تشکر می‏کنم از دوست عزیزمان. من سوال‏ها را که یک نگاهی می‏اندازم تقریبا خیلی سوال‏ها پاسخ داده شده یک قسمی‏اش هم تقدیر و تشکر بوده که بعضی  اعتقاد دارند ما بیش‏تر انتقاد کردیم تا تشکر که حالا بی‏انصافی داشتند. یک چیزی که در چند تا از سوال‏ها مشترک بود این‏که انگار که کار برای مخاطب ایرانی ساخته نشده و یک مقدار انیمیشن ها رنگ و بوی خارجی دارد، خیلی حس ایرانی ندارد. و خدمت شما عرض کنم که پرسیدند: فرمودید که به لحاظ فنی به یک درجه‏ی کیفی در بعضی جاها برابری می‏کند اگر این‏طور هست حداقل طراح کاراکتر بیاورید که بتواند کاراکترهای جدید خلق کند، کاراکترهای آی کیو و بینا و دینای شما که من دیدم کاملا کپی است. که حالا کپی شاید یک مقدار بی انصافی باشد.
محمدیان: نکته‏ی مهم این است که ذهن بچه‏های انیمیشن ما پر شده از داده‏های غربی. شما اگر سی‏جی‏هاب بروید لیست بلند بالایی از هنرمندان ایرانی می‏بینید که در سی جی کار می‏کنند اگر شما یک کار ایرانی پیدا کردید من به شما جایزه می‏دهم!
یعنی تمام داده‏هایی که از بچه‏های ایرانی..این‏ها ذهنشان … یعنی نمی‏توانید از یک طراح کاراکتر بخواهید، چون آن‏قدر کپی خارجی کرده،‌ آن‏قدر زیر نظر کپی‏ها بوده اصلا نمی‏تواند. حالا آقای خیر‏اندیش را آقای جوان‏رودی می‏شناسند. استاد فضای طراح کاراکتر هستند حتی ایشان هم با تجربه‏ای که دارند فضای‏شان رفته به سمت کارهای غربی. این تعمیم داده می‏شود به همه‏ی بخش ها. من گفتم به لحاظ فنی منظورم بعد هنری نبود بعد تکنیکی به لحاظ فنی بود.
در پروژه پرواز تا بی‏نهایت کاراکترها نیز بی‏نهایت ضعیف هستند که فرمانده خیلی شخصیت فرمانده ندارد و .. بعد گیر دادند که دیالوگ و موسیقی زیاد هست. اگر احساس می‏کنید توضیحی هست بفرایید که ما جمع‏بندی کنیم.
محمدیان: توضیحی ندارم. فقط اگر دوستان متوجه شده باشند پول ما دیگر نرسیده برای موسیقی و بحث صدا گذاری، ما حالا  به دوستان خودمان در موسسه زحمت می‏دهیم که کارهایی که تا حالا نکرده‏اند را انجام می‏دهند. من یکی از دوستان خودم که تکسچر کار هست این بنده خدا را مامور کردیم که برود صداگذاری را یاد بگیر و بیایید صداگذاری‏هایش را بگذار. گفتیم انتخابی بگذاریم که کار جمع شود ولی خب قبول دارم شخصیت‏پردازی پرواز تا بی‏نهایت کار ضعیفی بود، حالا نمی‏خواهم توجیه کنم ولی جمع کردن کار وقتی که کار شروع می‏شود خیلی سخت است.
لطفی‌زاده: دست‏تان درد نکند. من تشکر می‏کنم از شما. اگر بحث هست من خواهش می‏کنم خیلی کوتاه چون زمان هم کم هست.
جوان‌رودی: من یک نکته‏ی مهم برای آن دوستی که مخصوصا گفتند ایرانی نیست، ایرانی نیست یعنی چه؟
لطفی‌زاده:‌ ایشان یک مقدار سلبی صحبت کردند من فکر می‏کنم یک کم خودشان هم…

جوان‌رودی: نه نه، مطمئنا دوست‏مان یک نظری دارند . ولی یک اتفاق خیلی کوچکی که می‏افتد معمولا نتیجه‏اش خیلی بزرگ است این که کدام‏یک از دوستان می‏دانند که انیمیشن سبک مانگا چه سالی شروع شده؟ کسی نمی داند؟ 1905 ژاپنی ها شروع کردند با یک سبکی نقاشی کردند این‏قدر در و دیوار و ورق و این‏ور و آن‏ور را  تولید کردند، همه هم نگاه می‏کردند می انداختند دور تا 1930 که یکی از این انیمیشن‏های فاخر آن موقع را ساختند آمریکایی‏ها آمدند این‏ها را خریدند از رویش کپی کردند،‌بعد شد شیر شاه که شما هم نگاه کردید و به به و چه چه کردید دقیقا سی سال قبلش ژاپنی‏ها ساختند و جالب است ژاپنی‏ها موقعی که این کارها را می‏ساختند با این سبک می‏ساختند و سبک را ول نکردند نگاه نکردند به تشویق و ترغیب و … چون این‏ها فکر کردند با این حس خوبی دارند نشستند و کار کردند. این‏قدر آن کار را ادامه دادند که شد یک سبک. الان بزرگ‏ترین در حقیقت مارکت فروش انیمیشن ، مانگا است حتی عرب‏ها بدشان می‏آید. عرب‏ها خیلی زیاد خوششان نمی‏آید از سبک ولی بیش‏ترین پول را دادند. از ایرانی‏ها هم بیش‏تر البته آن موقع که حدود بیست سال صدا و سیمای ایران خیلی کارتون ژاپنی می‏خرید. الان خب کم‏تر شده و دوستان دارند تولید می‏کنند. خیلی بهتر هم شده. حالا این‏که چرا ما به یک سبک نرسیدیم و این کاراکترها ایرانی نیست ما خودمان هم تعریف درست و حسابی از کاراکتر ایرانی نداریم چون کار زیاد نکردیم. همه‏ی ما، اول بنده مقصر بعد بقیه‏ی دوستان. ما حول و حوش 40 سال پیش یک سری متخصص انیمیشن کار زدند این تقریبا متوقف شد حدود ده،‌پانزده سال تا بیست سال بعد یک سری انیمیشن برای کارهای تبلیغاتی و تلویزیونی شروع شد چون درآمدش خوب بود آن هم به سبک سفارش دهنده‏بود. بعد یک کم جلوتر رفت بعد تازه دیدیم داریم از کجا می خوریم. یک سری انیمیشن خارجی دارد می‏آید این‏جا بچه ها نگاه می‏کنند ادای همن را در می‏آورند. همت کردند دوستان، دست به عمل زدند از جمله ایشان و دوستان دیگر که کار کردند ولی این‏جا نیستند، ولی خدایشان هست، این‏ها آمدند یک سری کار کردند مطمئنا هیچ پای‏گاه تکنیکال یا پای‏گاه هنری که ثابت قدم باشد و بتوانیم مراجه کنیم هم نبوده،‌که من بدانم این مجموعه ، سی سال، چهل سال، پنجاه سال است که ما می‏توانیم به آن مراجع کنیم  سوالات‏مان را تا آن‏جایی که می‏توانند جواب بگیرند. درست است که برویم دنبال حل کردن آن ولی این‏که فکر می‏کنم منتظر این باشیم که یک کار ایرانی شده ببینیم یا کاملا ایرانی چون ما خیلی تعریف دقیقی هم نداریم نسبت به این به جهت این‏که کار زیاد نکردیم، متخصصینی که دارند کار می‏کنند از تعداد انگشتان دست 7،8 نفر کم‏ترند، چند گروه انیمیشن هست آقا هادی؟ 
محمدیان: فکر می‏کنم 4 یا 5 تا.
جوان‌رودی: بیش تر از 12 تا گروه را بالای یک میلیارد هزینه، من با آن‏ها هم‏کاری کردم الان ورشکست شدند، اسم اعضایشان را هم می‏گویم. آقای فرضی در آخرینش با من هم‏کار بود که هم‏کار ایشان هستند که من خیلی خوب می‌شناسم‌شان.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *