۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نفت» ثبت شده است

هنر پس‌رفت در طاعت مدیر نفت

می­خواهم برای شما قصه­ای بگویم که احتمالا برای دوستان تکراری است. یا هم اکنون در موقعیت‌های آن هستید. یا در آن بوده‌اید و یا در آن قرار خواهید گرفت. انقلاب شد. قبل از انقلاب اتفاقاتی افتاده­است و بعد از آن اتفاقات دیگر. هر روز دشمنی­ها، داستان­ها و فتنه­ها و اتفاقات مختلف، به اضافه­ی چیزهایی که از قبل از انقلاب داشتیم و نگفته باقی مانده بودند، تمامی این مسائل حجم بسیار زیادی از ایده­ها و حرف­ها برای ما باقی گذاشت که باید به نوعی گفته می­شدند. انقلاب شد. جنگ شد. تا این­جا آرمان­ها، ارزش­ها، مقداری از آرمان­های امام راحل، اسلام عزیز و فتنه­ها و درس­هایی که در طول تاریخ از آن گرفتیم و چند عدد چاه نفت کوچک، چیزهایی است که داریم. 

اگر حوصله خواندن ندارید، گفتار را بشنوید: 

دریافت

تصویری که مشاهده می­کنید برشی از چاه نفت است. زمانی که هنوز استخراج نشده. روی آن گاز دارد. زیر آن نفت خام است. زیر آن مقداری آب است. و در زیرتر از آن تعدادی مدیر که این افراد منجر به استخراج این نفت­ها می­شوند. هم زمان این­ها هم خارج می‌شوند. این عکس، احتمالا یکی از مکان­هایی است که حفر شده است و کم­کم تعدادی مدیر از زیر آن بیرون می­آیند. به این صورت، ما در کشورمان شاهد افرادی بودیم که می­خواستند ما را به آن اهدافی که برای‌شان انقلاب کردیم، خون دادیم، کشته دادیم برسانند. اما چه اتفاقاتی افتاد؟

  • ۲۵ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۸:۱۶