در دوازدهمین حلقه‏ی هنر، آتلیه سه در چهار با دستی پر به حلقه آمده بود. این گروه طراح سه مجموعه از بیلبوردهای شهری خود را با عنوان «جای شهدا خالی نیست» برای ارائه در نظر گرفته بود، مجموعه‏ای شامل سه مجموعه اثر به نام‏های: «جنگ،کار، تا پیروزی»، «ادامه دارند هنوز...» و «پول، سرمایه‏ی ایرانی نیست». در ارائه این آثار، پنج تن از اعضای آتلیه سه‌در‌چهار بر روی سن آمدند و هر کدام نکاتی را پیرامون کارها یادآور شدند. حلقه‏ی تحلیل نیز با حضور شعیب حسینی به عنوان مجری-کارشناس و محمد حسین نیرومند و مهرداد کشتی‏آرا  از اساتید گرافیک در دانشگاه به عنوان تحلیل‏گر آثار شکل گرفت. 

حیاتی: جای شهدا خالی نیست. عنوان سه مجموعه‌ اثری است که شما بزرگواران در بیرون سالن هم  دیدید و شاید قبلا در سطح شهر هم آن‌ها را دیده باشید. "جای شهدا خالی نیست"یک عنوان کلی بود که در حقیقت با ‌آن عبارتی که "شهیدان زنده‌اند" تکمیل می‌شود، بنابراین جای هیچ اعتراضی نیست. چون یک سری حرف و حدیث‌ها حول این شعار بود. زمان جنگ عده‌ای بودند که، این‌ها یک شعار داشتند که خیلی اعتراض به ‌آن شد. می‌گفتند شهیدان زنده‌اند ما چرا بجنگیم؟ ‌جوابش این بود پس شما می‌خواستید بجنگید؟ شهیدان جنگیدند و آن‌ها بودند که انتظار شهادت را داشتند. یک جمله از شهید آوینی در ورودی سالن خورده "اما کو محرمی که حضور را درک کند" این عنوان کلی تقریبا پایه‌ای شد برای آخرین مجموعه‌ای که شما دیدید با عنوان "ادامه دارند، هنوز".

یک جمله از شهید آوینی در ورودی سالن خورده "اما کو محرمی که حضور را درک کند" این عنوان کلی تقریبا پایه‌ای شد برای آخرین مجموعه‌ای که شما دیدید با عنوان "ادامه دارند، هنوز". 

علت حضور 5، 6 نفره‌ی ما در این نکته است که کارهایی که در منظر شما دوستان قرار گرفته، حاصل یک کار گروهی و تیمی بوده، بنابراین این‌جور بهتر دیدیم که همین گروه هم راجع به کار صحبت کنند و فقط یک نفر از یک زاویه‌ی نگاه برای شما صحبت نکند. مجموعه‌ی کارهایی که شما دیدید حاصل یک اتفاق  بسیار خوب و نادر در حوزه‌ی طراحی گرافیک  هست، رابطه‌ی خوب بین تهیه کننده و کارگردان، نه بین کارفرما و پیمانکار که مرسوم است این‌جور اتفاق بیافتد، دوستانی که کار طراحی انجام می‌دهند این را می‌دانند.

مجموعه‌ی کارهایی که شما دیدید حاصل یک اتفاق  بسیار خوب و نادر در حوزه‌ی طراحی گرافیک  هست، رابطه‌ی خوب بین تهیه کننده و کارگردان، نه بین کارفرما و پیمانکار که مرسوم است این‌جور اتفاق بیافتد.

در حقیقت هدفی که تهیه‌کننده‌ی این آثار یا سفارش دهنده‌ی این آثار داشته ، که هنوز از عمرش بیشتر از یک سال نگذشته و اگر هم گذشته یک کم بیشتر از یکسال گذشته. مجموعه‌ی خانه‌ی طراحان و در حقیقت مجموعه‌ی اوج که پارسال با یک ایده‌ی خوب پای این کار آمدند و باعث شدند که این کارها متولد شوند. آن ایده چه بود؟، این که ما در شهر تهران به عنوان پایتخت جمهوری اسلامی و یک کشوری که ادعای انقلاب اسلامی دارد، در سطح شهر که حرکت می‌کنیم تصاویر و بیلبوردها و منظرهایی که می‌بینیم، جدا از معماری که در حوزه ی تخصص ما نیست، گرافیک محیطی که می‌بینیم ربطی به فضای انقلابی و اسلامی ما ندارد، اگر کارهایی هم ادعای این را دارند بسیار کارهای ضعیف و در سطح پایین هستند. دوستان ایده‌ی بسیار خوبی داشتند که برای خود من خیلی شوق‌آور بود و این بود که می‌خواستند چهره‌ی این شهر را تغییر دهند، با ساخت بیلبوردها و حتی چیزهای دیگر، به جز بیلبورد. خیلی هم این یکسال را زحمت کشیدند ، مشکلات و سختی‌هایی هم که داشتند واقعا زیاد بوده و انشاءالله در یکی از این برنامه‌های حلقه هنر نوبت به آن دوستان هم برسد، به نظر من بد نیست که آن‌ها هم یک ارائه‌ای داشته باشند در زمینه‌ی همین مشکلاتی که در این راه وجود داشت. چون بعضا بعضی وقت‌ها ما برخورد ساده می‌کنیم و می‌گوییم مثلا چقدر اجرای این کار ضعیف است، چرا فلان جا نشد، چرا این‌طور نشد و اون جوری،‌ بالاخره این کارها مشکلات و سختی دارد. این ایده‌ی خوبی بود، بعد از آن به تبع آن ایده مجموعه‌ای به وجود آمد که قرار داشت با طراحان در سراسر کشور ارتباط بگیرد، استعدادهای آن ها را کشف کند و ما یک استعداد کشف شده بودیم!

این آثار تهیه‌کننده‌ی خوبی داشته و در تهیه‌ی آثار واقعا نقش داشته. این که می‌گویم در مثال‌ها بعدا خدمتتان عرض خواهم کرد. من به جرات می‌توانم بگویم حتی در کار هنری که شما می‌بینید این دوستان در بهتر شدن کار نقش داشتند. حتی آن گروهی که می‌گویم از این 5 نفر فراتر می‌رود، رفقای ما در آن مجموعه را نیز می‌توانید به این‌ها اضافه کنید. این اتفاق خوب افتاد. دوستان چیزهایی برای شما تدارک دیدند که نحوه‌ی پیشرفت کار را نشان دهند. این دوستان هم نقش بسزایی داشتند.

 ما در شهر تهران به عنوان پایتخت جمهوری اسلامی و یک کشوری که ادعای انقلاب اسلامی دارد، در سطح شهر که حرکت می‌کنیم تصاویر و بیلبوردها و منظرهایی که می‌بینیم، جدا از معماری که در حوزه ی تخصص ما نیست، گرافیک محیطی که می‌بینیم ربطی به فضای انقلابی و اسلامی ما ندارد، اگر کارهایی هم ادعای این را دارند بسیار کارهای ضعیف و در سطح پایین هستند.

نحوه‌ی کار تیمی را می‌خواهم برای شما بگویم. از آن جایی که ما ندید پدیدیم و فقط کار خودمان را می‌بینیم فکر می‌کنیم کار در حوزه‌ی گرافیک در جاهای دیگر، حداقل فضاهای مذهبی که ما دیدیم به این صورت انجام نمی‌شود. معمولا کارها، کا یک فرد یا دوفرد است. ابتدا سفارش هست که توضیح دادم، بعد از سفارش معمولا یک گروه ایده‌پردازی تشکیل می‌دهیم که شامل چند نفر است که بعضی وقت‌ها شامل همین 5 نفر هستند، بعضی وقت‌ها دوستان دیگر هم هستند که اتفاقا در مجموعه‌های دیگر دوستانی داشتیم که حتی رشته‌شان معماری بود، مثلا آقای نوریان در یکی از جلسات ایده‌پردازی ما شرکت کرد چون ما ایشان را آدم خوش فکری می‌دانستیم. دوست عزیزم آقای شعیب حسینی بودند... اگر بخواهم اسم ببرم خیلی زیاد هستند، منظور اینکه ما این مجموعه را فقط محدود به بچه‌های دفتر نمی‌کنیم، گاها کسانی را بیرون از دفتر می‌بینیم که خلاق هستند، از آن‌ها دعوت می‌کنیم که در جلسه‌ی ایده‌پردازی ما شرکت کنند.

لطفی‌زاده: من یک توضیح کوچکی بدهم، حداقل برای خودم اینطوری بود که واقعا اعصابم خورد می‌شدکه بخواهم ایده‌ی کس دیگری را اجرا کنم یا ایده‌ای بدهم و کس دیگری بیاید و بگوید که این را یک کم‌ اینجوری یا آنجوری‌اش کن، من احساس می‌کردم که دارد به آن ناب بودن ایده‌ی من خدشه وارد می‌شود، در این فضا پذیرفتیم که کار خوب از رشد دادن ایده‌های همدیگر به دست می‌آید، برای خود من این قضیه با دوسال قبلم خیلی متفاوت است که گارد نداشته باشم نسبت به ایده‌های نو یا نظرات نوئی که در یک کار یا ایده می‌آید.مثلا یک روحیه‌ی فردگرایانه الکی است که یک مقدار اشتباهی میان ما زیاد شده است، اگر بتوانیم این را حذف کنیم من فکر می‌کنیم خیلی بترکانیم!

فرخ: به نام خدا، سلام به حضار عزیز، یک توضیحی داشتم درباره‌ی ایده‌پردازی مجموعه، کلا بحث ایده‌پردازی این سه پروژه که امروز ارائه می‌شود، بیشترش پارسال انجام شد، یعنی ما یک سری جلسات داشتیم که تعدادمان هم زیاد بود، روی موضوعات زیادی مانور دادیم، بالا و پایین کردیم ، دیدیم که در آن شرایط و زمان خاص آن دو پروژه‌ای که پارسال اجرا شد،‌پروژه ی اسکناس‌ها و "جنگ، کار تا پیروزی" ، آن دو پروژه قابل اجراست و امکان ارائه خوبی دارد. و امسال هم با سفارش جدیدی که انجام شد بازگشتی داشتیم به آن چیزهایی که پارسال ایده‌پردازی کردیم و حالا تکمیل یا خلاصه کردن ایده‌هایی که پارسال بود. امسال زمان کمتر داشتیم، خیلی کمتر بود ولی به هر حال تجربه‌ی دوستان بیشتر شده بود. خب خیلی کمک کرد که در این فرصت کم کار خوبی ارائه دهند. می‌خواستم بگویم این نقطه ی شروع از پارسال بود. شاید بگوییم برکت آن جلساتی بود که پارسال داشتیم.

حیاتی: یک نکته‌ای که آقای فرخ هم فرمودند، ما در جلسات ایده‌پردازی بعضا آنقدر ایده پرداخته می‌شود که چندتایی می ماند که تا بیشتر سفارش نشود نمی شود اجرا کرد. برای مثال بگویم در همین کار "ادامه دارد هنوز"، ما چند ایده‌ی دیگر داشتیم که می‌توانستیم اجرا کنیم ولی اجرای این ایده‌ها، مربوط به صرف هزینه و میزان زمانی بود که داشتیم که چندتایی را کنار گذاشتیم و از همین حالابه شما نوید می‌دهم که برای سال دیگر هفته‌ی دفاع مقدس هم ایده داریم.

بعد از مرحله‌ی ایده‌پردازی ما برای پروژه کرگردان انتخاب می‌کنیم، یعنی یک ایده مطرح می‌شود، با توجه به شناختی که از توانایی بچه‌ها داریم تصمیم می‌گیریم که کارگردان این مجموعه چه کسی باشد. مثلا ما پارسال دو پروژه "جنگ، کار تا پیروزی" و "پول، سرمایه‌ی ایرانی نیست" را همزمان با هم داشتیم یعنی در طول دوهفته در دفتر پرداخت شد."جنگ، کار تا پیروزی" را آقای فرخ مدیریت کردند، کار"پول،سرمایه ی ایرانی نیست" حاصل تلاش آقای چیت ساز بود. خوشبختانه بین ما این