حلقه تحلیل فیلم کوتاه «... و دیگر هیچ نبود» به کارگردانی محمدباقر مفیدی‌کیا با حضور کارگردان اثر ، حسن حبیب‌زاده، کارشناسی کارگردانی دانشکده صدا و سیما و دانشجوی ارشد ادبیات نمایشی تربیت مدرس و مجید آسودگان مدرس سینما و انیمیشن، کارشناسی سینما از دانشگاه هنر و کارشناسی‌ارشد همان رشته از دانشگاه تربیت مدرس که مدتی‌ست چهارشنبه‌شنبه‌ شب‌ها ساعت ۲۳ برنامه پرمخاطب ثریا را روی آنتن صداوسیما دارد، پس از به نمایش درآمدن اثر در جلسه حلقه هنر برگزار شد. 
متن گفت‌گوی حلقه تحلیل به صورت کامل به شرح زیر است.

مفیدی‌کیا: بسم الله الرحمن الرحیم. با پررویی تمام من شروع می‌کنم. عرض کنم که ما اولین جلسه‌ی حلقه‌ی هنر را داریم افتتاح می‌کنیم با قالب سینما، به عنوان دیکتاتورترین هنر در عرصه‌ی هنرهای هفت‌گانه.

چون دوستان می‌خواهند صحبت کنند فقط یک نکته‌ای را می‌گویم. ارتباط بخشی از فیلم دبیر حلقه _دوست داشتم این را بگویم_ دیالوگ زمانی که موتور روشن نمی‌شود و می‌گوید «یه بسم الله بگو اخوی» بعد از گفتن موتور روشن می‌شود، این دیالوگ از شهید عبدالله نوریان، فرمانده گردان تخریب لشکر 10 سیدالشهدا است که در یکی از خاطراتش در یک مستند می‌دیدم، فکر کنم آقای زاکانی داشت این مطلب را در یک مجلس تعریف می‌کرد که خودشان هم در گردان تخریب بوده‌اند، ایشان می‌گفتند که یک ماشین نظامی خراب شده بود، هرکاری کردند نتوانستند روشن‌ش کنند، شهید نوریان آمد بالای سر ماشین گفت چه شده؟ گفتند ماشین روشن نمی‌شوده. گفت «بسم الله گفتین؟» و بسم الله گفتند و ماشین روشن شد. این دیالوگ که کاراکتر ایرانی می‌گوید یادگاری از شهید نوریان است. فقط همین را می‌خواستم عرض کنم. حالا در خدمت دوستان خواهم بود.

بنده می‌خواهم مقایسه کنم فیلم آقای مفیدی‌کیا را با فیلم خانم شاه‌حسینی که در جشن‌واره قبل ارائه شد و بعضی از دوستان کار را دیده‌اند و این دو کار، هردو از محصولات موسسه‌ی اوج می‌باشد. هم کار آقای مفیدی‌کیا و هم کار خانم شاه‌حسینی. فیلم خانم شاه‌حسینی هم با موضوع دفاع مقدس بود. خانم شاه‌حسینی رزومه و سابقه‌ی کمی هم در فیلم‌سازی ندارد. ایشان هم تحصیلات سینما دارند. اما وقتی این دو کار را می‌گذاریم کنار یک‌دیگر واقعا فیلم آقای مفیدی‌کیا یک سرو گردن نه، بلکه چند سر و گردن از فیلم خانم شاه‌حسینی بالاتر است

آسودگان: بسم الله الرحمن الرحیم. بسم الله را بگویم که مثل این ماشین خراب نشود. من فیلم را ندیده بودم. شش ماهی هست که فیلم ساخته شده و بارها و بارها آقای مفیدی کیا با بنده تماس گرفته بود که فیلم در جاهای مختلف در حال اکران هست و بیا فیلم را ببین و هیچ بار برای من فرصت پیش نیامده بود و درگیر کار و زندگی بودم و نتوانسته بودم فیلم را ببینم. من به عنوان اولین بار است که فیلم را دیدم و می‌خواستم قبل از شروع به باقر (مفیدی کیا) تبریک بگویم، نه به خاطر این‌که دوست ما هست و این‌جا جلوی جمع نشسته‌ایم و باید از هم تعریف کنیم. به موقع در همین جلسه ایرادهای کار را هم خواهیم گفت، ولی فیلم خوبی بود. با تعریف بیشتر شروع می‌کنم، و میکروفن رو تحویل آقای حبیب‌زاده می‌دهم و بعد از ایشان، بنده به انتقاد از اثر می‌پردازم. مقدمتا بنده تبریک می‌گویم به تهیه کننده فیلم و کسانی که در موسسه‌ی اوج در حال فعالیت هستند. دارای شعور بالایی هستند. نه به خاطر این‌که فیلم یک شاه‌کار بود بلکه فیلم، یک فیلم خوب و کوتاه بود. بنده می‌خواهم مقایسه کنم فیلم آقای مفیدی‌کیا را با فیلم خانم شاه‌حسینی که در جشن‌واره قبل ارائه شد و بعضی از دوستان کار را دیده‌اند و این دو کار، هردو از محصولات موسسه‌ی اوج می‌باشد. هم کار آقای مفیدی‌کیا و هم کار خانم شاه‌حسینی. فیلم خانم شاه‌حسینی هم با موضوع دفاع مقدس بود. خانم شاه‌حسینی رزومه و سابقه‌ی کمی هم در فیلم‌سازی ندارد. ایشان هم تحصیلات سینما دارند. اما وقتی این دو کار را می‌گذاریم کنار یک‌دیگر واقعا فیلم آقای مفیدی‌کیا یک سرو گردن نه، بلکه چند سر و گردن از فیلم خانم شاه‌حسینی بالاتر است و بسیار جای تشکر دارد از جناب آقای شفاء و جناب آقای محمدحسنی که سرمایه‌گذاری کردند و اعتماد کردند به یک جوان امروزی و امکانات داده‌اند. ظاهرا کم پولی هم نداده بودند همان‌طور که در فیلم هم قابل مشاهده است. همه‌ی امکانات برای تیم اجرایی بود و واقعا خروجی فیلم، کار خوبی شده بود.

نکته‌ی اول این که در فیلم‌های دفاع مقدس در چند سال اخیر، فکر می‌کنم این اثر از خیلی از آن‌ها بهتر است و به بسیاری از بزرگان طعنه می‌زند مخصوصا در قسمت فنی و کارگردانی؛ که در مقابل کارگردان‌های اسمی با بودجه‌های میلیاردی کاملا قدآرایی کرده بود و این دوست عزیز ما احتمالا فقط چندصدمیلیون گرفته بود. این درباره‌ی کلیت اثر. حالا درباره ی خود اثر برای مخاطب من دو سه صفحه یادداشت کردم که عرض می‌کنم.

معروف‌ترین از این نوع آثار فیلمی است از سینمای ژاپن. یک ژاپنی و یک آمریکایی با یک‌دیگر در یک جزیره گرفتار می‌شوند که شبیه همین موقعیت آقای مفیدی کیا بود.

در مورد موقعیت کلی اثر من فکر نمی‌کنم که موقعیت خیلی جدیدی باشد. یعنی شبیه این موقعیت که دو دشمن در میدان نبرد با هم قرار بگیرند. معروف‌ترین از این نوع آثار فیلمی است از سینمای ژاپن. یک ژاپنی و یک آمریکایی با یک‌دیگر در یک جزیره گرفتار می‌شوند که شبیه همین موقعیت آقای مفیدی کیا بود. موقعیت کلی اثر، خیلی موقعیت جدیدی نبود. ولی با پرداختی که آقای مفیدی کیا انجام داده بودند فیلم به حد قابل قبولی رسیده است که واقعا خسته‌کننده نیست. من وقتی داشتم برای این جلسه از وسط یک کار بسیار عجله‌ای می‌آمدم، پیش خودم فکر می‌کردم که الآن می‌روم و یک فیلم خیلی معمولی می‌بینم. الآن خیلی خوشحال‌م که اولا آمدم و ثانیا فیلم آن طور که فکر می‌کردم نبود. فیلم عادی‌ای هم نبود.

فیلم را به دو قسمت تقسیم می‌کنم. نیمه‌ی اول آن؛ تا جایی که سرباز ایرانی و عراقی با یک‌دیگر دیالوگ شروع می‌کنند. به نظرم این بخش فیلم نقطه‌ی قوت کار بود. چه از نظر پرداخت، چه از نظر کارگردانی و هم‌چنین فیلم نامه. یک موقعیت اولیه شکل گرفت. یک ایرانی که ابتدا فیلم فکر می‌کردیدم کشته شده و بعد می‌بینیم که در وسط یک میدان مین به هوش می‌آید و بعد در زمانی که دارد نماز می‌خواند متوجه می‌شویم که یک عراقی هم در همان موقعیت گرفتار شده است. بعد فکر می‌کردیم که الآن این دو چه بلایی به سر هم می‌آورند. ابتدای برخورد این دو هم در فیلم بسیار خوب شروع شد. سرباز ایرانی، سرباز عراقی را نجات داد. فرد ایرانی در حال نماز خواندن بود. خیلی هم انسان نشان داده شده بود بر خلاف بیشتر فیلم‌های دفاع مقدس که فکر می‌کنیم باید ایرانی‌ها را خیلی مقدس نشان بدهیم. نه. این طور نیست. بلکه شخصیت این فیلم یک انسان است که هنگام نماز وقتی صدایی شنید برگشت تا ببیند. نکات شخصیت‌پردازی فیلم خوب است. تا این‌جای فیلم بسیار برای بنده لذت‌بخش بود و فیلم در قامت یک فیلم خوب ظاهر شده است. بعد شروع کردند به برقرار کردن دیالوگ و تحولی که در سرباز عراقی ایجاد می‌شود. این اتفاق خیلی برای من خوش‌آیند نبود و حتی آن درگیری سرباز عراقی با عراقی‌ها و این‌که بعدا در تفحص بدن فرد پیدا شد و استخوان‌های فرد پیدا نشد خیلی اتفاق خوش‌آیندی در فیلم نبود. لیکن نیمه‌ی اول فیلم آن‌قدر جذاب و خوب پرداخت شده‌است که بار نیمه‌ی دوم فیلم را هم به دوش خود می‌کشد. در واقع نیمه‌ی اول فیلم، گلیم فیلم را از آب بیرون آورده است. فکر می‌کنم برای شروع کافی باشد تا آقای حبیب‌زاده صحبت‌های خودشان را مطرح کنند تا بعد به صورت ریزتر به کار بپردازیم.

ابتدای برخورد این دو هم در فیلم بسیار خوب شروع شد. سرباز ایرانی، سرباز عراقی را نجات داد. فرد ایرانی در حال نماز خواندن بود. خیلی هم انسان نشان داده شده بود بر خلاف بیشتر فیلم‌های دفاع مقدس که فکر می‌کنیم باید ایرانی‌ها را خیلی مقدس نشان بدهیم. نه. این طور نیست. بلکه شخصیت این فیلم یک انسان است که ....

مفیدی‌کیا: شما اگر می‌خواستین انتقاد کنید چه کار می‌کردید؟ 

آسودگان: ان‌شاالله در قسمت‌های بعد بحث خدمت‌تان خواهیم رسید.

حبیب‌زاده: بسم الله الرحمن الرحیم.  من جاهایی که نظرم به نظر آقای آسودگان نزدیک باشد را می‌گویم تا دیگر حرف‌ها دوباره تکرار نشود. من با تمام حرف‌های آقای آسودگان تقریبا موافق بودم. نمی‌خوام در مورد کلیات صحبت بکنم و به جزئیاتی که یادداشت کرده‌ام می‌پردازم، مورد به مورد جلو می‌روم تا ان‌شاالله ببینیم چه اتفاقی خواهد افتاد. بعضی از نکاتی که عرض می‌کنم درباره‌ی تکنیک و بعضی‌های دیگر آن درباره‌ی محتوا است و من خیلی اشاره نمی‌کنم که به کدام بخش مربوط می‌شود ولی طبق اولویت نکات را خدمت‌تان عرض می‌کنم.

نکته‌ای که به نظر بنده در این فیلم خیلی درست کار شده و رعایت شده‌بود، در بحث فیلم‌سازی، بحث تعریف و افشای تدریجی بود. یعنی این‌که فیلم‌ساز، چون خودش هم فیلم‌نامه‌نویس بوده است_ بعضی از قسمت‌هایی که عرض می‌کنم درباره‌ی فیلم نامه و بعضی های دیگر آن به کارگردانی مربوط می شود_  تقریبا در همه‌ی صحنه‌ها و حتی اگر صحنه‌ها را زمان‌بندی کنیم که مدت زمان طولانی‌ای هم دارد، در هر چند وقت یک بار به یک شکلی ما و مخاطب را با عنصر تعلیق جلو می‌برد. مثال می‌زنم تا مطلبی که عرض می‌کنم واضح بشود.

تقریبا در همه‌ی صحنه‌ها و حتی اگر صحنه‌ها را زمان‌بندی کنیم که مدت زمان طولانی‌ای هم دارد، در هر چند وقت یک بار به یک شکلی ما و مخاطب را با عنصر تعلیق جلو می‌برد.

افتتاحیه فیلم با یک صدای ذهنی مادر مقداری اطلاعات به ما می‌دهد اما مبهم. یعنی ما نمی‌فهمیم که مادر درباره‌ی چه چیزی حرف می‌زند و آن‌جا کجاست؟ این مطلب قرار است که در انته